huds

[ایالات متحده]/hʌd/
[بریتانیا]/hʌd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمایشگر سر بالا; دستگاهی که اطلاعات را بر روی صفحه شفاف در خط دید راننده نمایش می‌دهد
abbr. وزارت مسکن و توسعه شهری

عبارات و ترکیب‌ها

game hud

نمایش هود بازی

hud design

طراحی هود

custom hud

هود سفارشی

hud display

نمایش هود

hud elements

عناصر هود

hud settings

تنظیمات هود

hud layout

چیدمان هود

minimal hud

هود مینیمال

hud overlay

پوشش هود

hud update

به‌روزرسانی هود

جملات نمونه

the hud displays important navigation information.

نمایشگر HUD اطلاعات ناوبری مهم را نشان می‌دهد.

he adjusted the hud settings for better visibility.

او تنظیمات HUD را برای دید بهتر تنظیم کرد.

the game features a customizable hud.

بازی دارای یک HUD قابل تنظیم است.

she prefers a minimalist hud while gaming.

او در هنگام بازی ترجیح می‌دهد از یک HUD مینیمالیستی استفاده کند.

the hud showed the player's health and ammo count.

HUD نشان‌دهنده سلامتی و تعداد مهمات بازیکن بود.

developers often update the hud for user feedback.

توسعه‌دهندگان اغلب HUD را بر اساس بازخورد کاربران به‌روزرسانی می‌کنند.

he found the hud distracting during the race.

او در طول مسابقه HUD را حواس‌پرتی‌کننده یافت.

the aircraft's hud provides real-time data.

HUD هواپیما داده‌های بی‌درنگ را ارائه می‌دهد.

she quickly learned to read the hud while flying.

او به سرعت یاد گرفت که در حین پرواز HUD را بخواند.

the hud can be adjusted for different lighting conditions.

HUD را می‌توان برای شرایط نوری مختلف تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید