hulled barley
جو پوستدار
hulled sesame
زیره پوستدار
hulled oats
جو دوسر پوستدار
hulled rice
برنج پوستدار
hulled pumpkin
کدو پوستدار
hulled nuts
آجیل پوستدار
hulled peas
نازکبلاغ پوستدار
hulled wheat
گندم پوستدار
hulled millet
جوار پوستدار
hulled flaxseed
دانهی کتان پوستدار
she prefers hulled barley in her salads.
او ترجیح میدهد جو پوستکنده را در سالادهایش استفاده کند.
hulled sesame seeds are often used in asian cooking.
دانههای کنجد پوستکنده اغلب در آشپزی آسیایی استفاده میشوند.
he bought hulled peanuts for the party.
او پوستکنده برای مهمانی خرید.
hulled oats are a healthy breakfast option.
جو دوسر پوستکنده یک گزینه صبحانه سالم است.
they serve hulled pumpkin seeds as a snack.
آنها دانه کدو تنبل پوستکنده را به عنوان میان وعده سرو میکنند.
hulled rice cooks faster than unhulled rice.
برنج پوستکنده سریعتر از برنج غیرپوستکنده پخته میشود.
she added hulled chickpeas to the stew.
او چاناکاهوی پوستکنده به خورش اضافه کرد.
hulled flaxseeds are easier to digest.
دانههای کتان پوستکنده هضم آن آسانتر است.
for the recipe, you need hulled quinoa.
برای دستور غذا، شما به کینوا پوستکنده نیاز دارید.
hulled millet is a great gluten-free grain.
جوا پوستکنده یک غله بدون گلوتن عالی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید