nonhuman

[ایالات متحده]/nɒnˈhjuːmən/
[بریتانیا]/nɑnˈhjumən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر انسانی; مربوط به موجوداتی که انسان نیستند

عبارات و ترکیب‌ها

nonhuman animals

حیوانات غیر انسان

nonhuman rights

حقوق غیر انسان

nonhuman species

گونه‌های غیر انسان

nonhuman entities

واحدهای غیر انسان

nonhuman primates

میمون‌های غیر انسان

nonhuman cognition

شناخت غیر انسان

nonhuman intelligence

هوش غیر انسان

nonhuman behavior

رفتار غیر انسان

nonhuman communication

ارتباط غیر انسان

nonhuman welfare

رفاه غیر انسان

جملات نمونه

nonhuman animals display a wide range of emotions.

حیوانات غیرانسانی طیف گسترده‌ای از احساسات را نشان می‌دهند.

scientists study nonhuman intelligence to understand cognition.

دانشمندان هوش غیرانسانی را برای درک شناختی مطالعه می‌کنند.

many nonhuman species communicate in complex ways.

بسیاری از گونه‌های غیرانسانی به روش‌های پیچیده ارتباط برقرار می‌کنند.

nonhuman rights are becoming a significant topic of discussion.

حقوق غیرانسانی به موضوع بحث مهمی تبدیل شده است.

we must consider the welfare of nonhuman creatures.

ما باید به رفاه موجودات غیرانسانی توجه کنیم.

nonhuman primates share many genetic similarities with humans.

میمون‌های غیرانسانی شباهت‌های ژنتیکی زیادی با انسان‌ها دارند.

understanding nonhuman behavior can help in conservation efforts.

درک رفتار غیرانسانی می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

nonhuman entities in literature often reflect human traits.

موجودیت‌های غیرانسانی در ادبیات اغلب بازتاب‌دهنده ویژگی‌های انسانی هستند.

ethics regarding nonhuman life forms are evolving rapidly.

مفاهیم اخلاقی در مورد اشکال حیات غیرانسانی به سرعت در حال تکامل هستند.

nonhuman organisms play vital roles in ecosystems.

موجودات غیرانسانی نقش‌های حیوی را در اکوسیستم‌ها ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید