humanisms

[ایالات متحده]/ˈhjuː.mən.ɪ.zəmz/
[بریتانیا]/ˈhjuː.mən.ɪ.zəmz/

ترجمه

n. رویکرد فلسفی که بر ارزش‌ها و نگرانی‌های انسانی تأکید دارد
adj. مربوط به انسان‌گرایی یا اصول انسانی

عبارات و ترکیب‌ها

new humanisms

نئو هومانیسم‌ها

modern humanisms

هومانیسم‌های مدرن

global humanisms

هومانیسم‌های جهانی

cultural humanisms

هومانیسم‌های فرهنگی

classical humanisms

هومانیسم‌های کلاسیک

ethical humanisms

هومانیسم‌های اخلاقی

philosophical humanisms

هومانیسم‌های فلسفی

social humanisms

هومانیسم‌های اجتماعی

religious humanisms

هومانیسم‌های مذهبی

critical humanisms

هومانیسم‌های انتقادی

جملات نمونه

humanisms emphasize the importance of individual experience.

انسانی‌گرایی‌ها بر اهمیت تجربه فردی تاکید می‌کنند.

many artists draw inspiration from humanisms.

بسیاری از هنرمندان از انسانی‌گرایی‌ها الهام می‌گیرند.

humanisms can foster a sense of community.

انسانی‌گرایی‌ها می‌توانند حس اجتماع را تقویت کنند.

modern education often incorporates elements of humanisms.

آموزش مدرن اغلب عناصر انسانی‌گرایی را در خود جای می‌دهد.

humanisms advocate for the value of human rights.

انسانی‌گرایی‌ها از ارزش حقوق بشر حمایت می‌کنند.

philosophers have debated the principles of humanisms for centuries.

فلاسفه قرن‌هاست که در مورد اصول انسانی‌گرایی بحث کرده‌اند.

humanisms encourage critical thinking and self-reflection.

انسانی‌گرایی‌ها تفکر انتقادی و خودآگاهی را تشویق می‌کنند.

in literature, humanisms often explore the human condition.

در ادبیات، انسانی‌گرایی‌ها اغلب وضعیت انسان را بررسی می‌کنند.

humanisms can be seen as a response to existential crises.

می‌توان انسانی‌گرایی‌ها را به عنوان پاسخی به بحران‌های وجودی دید.

many cultures have their own interpretations of humanisms.

فرهنگ‌های بسیاری تفسیر خود را از انسانی‌گرایی‌ها دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید