humanlike appearance
ظاهر شبیه انسان
humanlike qualities
ویژگیهای شبیه انسان
becoming humanlike
تبدیل شدن به شبیه انسان
humanlike behavior
رفتار شبیه انسان
surprisingly humanlike
به طرز شگفت انگیزی شبیه انسان
humanlike robot
ربات شبیه انسان
remarkably humanlike
به طور قابل توجهی شبیه انسان
increasingly humanlike
به طور فزایندهای شبیه انسان
humanlike voice
صدای شبیه انسان
a humanlike face
چهرهای شبیه انسان
the ai chatbot's responses were surprisingly humanlike, making the conversation feel natural.
پاسخهای چتبات هوش مصنوعی بهطور شگفتانگیزی شبیه به انسان بود و باعث میشد مکالمه طبیعی به نظر برسد.
the robot's movements were so humanlike that it was unsettling to watch.
حرکات ربات بسیار شبیه به انسان بود که تماشای آن ناراحتکننده بود.
the animation aimed for a humanlike quality in the characters' facial expressions.
انیمیشن برای داشتن کیفیتی شبیه به انسان در حالات چهره شخصیتها هدفگذاری شده بود.
the voice assistant's tone was designed to be more humanlike and less robotic.
لحن دستیار صوتی بهگونهای طراحی شده بود که بیشتر شبیه به انسان و کمتر رباتیک باشد.
the virtual assistant provided humanlike support, answering questions with empathy.
دستیار مجازی از پشتیبانی شبیه به انسان ارائه میکرد و با همدلی به سؤالات پاسخ میداد.
the game featured humanlike npcs with complex behaviors and motivations.
بازی دارای شخصیتهای غیرقابلبازیکننده (NPC) شبیه به انسان با رفتارها و انگیزههای پیچیده بود.
the software strived to create a humanlike user experience across all platforms.
نرمافزار برای ایجاد یک تجربه کاربری شبیه به انسان در تمام پلتفرمها تلاش کرد.
the actor's portrayal was incredibly humanlike, capturing the character's essence perfectly.
تصویری که بازیگر ارائه کرد بهطور باورنکردنی شبیه به انسان بود و بهخوبی ماهیت شخصیت را به تصویر میکشید.
the simulation sought to model humanlike decision-making processes.
شبیهسازی به دنبال مدلسازی فرآیندهای تصمیمگیری شبیه به انسان بود.
the company aimed to develop a humanlike interface for their new product.
شرکت قصد داشت یک رابط کاربری شبیه به انسان برای محصول جدید خود توسعه دهد.
the robot's gait was remarkably humanlike, a testament to advanced engineering.
نحوه راه رفتن ربات بهطور قابلتوجهی شبیه به انسان بود، گوازی بر مهندسی پیشرفته.
humanlike appearance
ظاهر شبیه انسان
humanlike qualities
ویژگیهای شبیه انسان
becoming humanlike
تبدیل شدن به شبیه انسان
humanlike behavior
رفتار شبیه انسان
surprisingly humanlike
به طرز شگفت انگیزی شبیه انسان
humanlike robot
ربات شبیه انسان
remarkably humanlike
به طور قابل توجهی شبیه انسان
increasingly humanlike
به طور فزایندهای شبیه انسان
humanlike voice
صدای شبیه انسان
a humanlike face
چهرهای شبیه انسان
the ai chatbot's responses were surprisingly humanlike, making the conversation feel natural.
پاسخهای چتبات هوش مصنوعی بهطور شگفتانگیزی شبیه به انسان بود و باعث میشد مکالمه طبیعی به نظر برسد.
the robot's movements were so humanlike that it was unsettling to watch.
حرکات ربات بسیار شبیه به انسان بود که تماشای آن ناراحتکننده بود.
the animation aimed for a humanlike quality in the characters' facial expressions.
انیمیشن برای داشتن کیفیتی شبیه به انسان در حالات چهره شخصیتها هدفگذاری شده بود.
the voice assistant's tone was designed to be more humanlike and less robotic.
لحن دستیار صوتی بهگونهای طراحی شده بود که بیشتر شبیه به انسان و کمتر رباتیک باشد.
the virtual assistant provided humanlike support, answering questions with empathy.
دستیار مجازی از پشتیبانی شبیه به انسان ارائه میکرد و با همدلی به سؤالات پاسخ میداد.
the game featured humanlike npcs with complex behaviors and motivations.
بازی دارای شخصیتهای غیرقابلبازیکننده (NPC) شبیه به انسان با رفتارها و انگیزههای پیچیده بود.
the software strived to create a humanlike user experience across all platforms.
نرمافزار برای ایجاد یک تجربه کاربری شبیه به انسان در تمام پلتفرمها تلاش کرد.
the actor's portrayal was incredibly humanlike, capturing the character's essence perfectly.
تصویری که بازیگر ارائه کرد بهطور باورنکردنی شبیه به انسان بود و بهخوبی ماهیت شخصیت را به تصویر میکشید.
the simulation sought to model humanlike decision-making processes.
شبیهسازی به دنبال مدلسازی فرآیندهای تصمیمگیری شبیه به انسان بود.
the company aimed to develop a humanlike interface for their new product.
شرکت قصد داشت یک رابط کاربری شبیه به انسان برای محصول جدید خود توسعه دهد.
the robot's gait was remarkably humanlike, a testament to advanced engineering.
نحوه راه رفتن ربات بهطور قابلتوجهی شبیه به انسان بود، گوازی بر مهندسی پیشرفته.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید