humanlike

[ایالات متحده]/[ˈhjuːmənˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmənˌlaɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یا دارای ویژگی‌های انسان‌مانند؛ داشتن ویژگی‌ها یا خصوصیات مرتبط با انسان‌ها؛ نزدیک به ویژگی‌های انسان‌مانند، به‌ویژه در هوش مصنوعی یا رباتیک.

عبارات و ترکیب‌ها

humanlike appearance

ظاهر شبیه انسان

humanlike qualities

ویژگی‌های شبیه انسان

becoming humanlike

تبدیل شدن به شبیه انسان

humanlike behavior

رفتار شبیه انسان

surprisingly humanlike

به طرز شگفت انگیزی شبیه انسان

humanlike robot

ربات شبیه انسان

remarkably humanlike

به طور قابل توجهی شبیه انسان

increasingly humanlike

به طور فزاینده‌ای شبیه انسان

humanlike voice

صدای شبیه انسان

a humanlike face

چهره‌ای شبیه انسان

جملات نمونه

the ai chatbot's responses were surprisingly humanlike, making the conversation feel natural.

پاسخ‌های چت‌بات هوش مصنوعی به‌طور شگفت‌انگیزی شبیه به انسان بود و باعث می‌شد مکالمه طبیعی به نظر برسد.

the robot's movements were so humanlike that it was unsettling to watch.

حرکات ربات بسیار شبیه به انسان بود که تماشای آن ناراحت‌کننده بود.

the animation aimed for a humanlike quality in the characters' facial expressions.

انیمیشن برای داشتن کیفیتی شبیه به انسان در حالات چهره شخصیت‌ها هدف‌گذاری شده بود.

the voice assistant's tone was designed to be more humanlike and less robotic.

لحن دستیار صوتی به‌گونه‌ای طراحی شده بود که بیشتر شبیه به انسان و کمتر رباتیک باشد.

the virtual assistant provided humanlike support, answering questions with empathy.

دستیار مجازی از پشتیبانی شبیه به انسان ارائه می‌کرد و با همدلی به سؤالات پاسخ می‌داد.

the game featured humanlike npcs with complex behaviors and motivations.

بازی دارای شخصیت‌های غیرقابل‌بازی‌کننده (NPC) شبیه به انسان با رفتارها و انگیزه‌های پیچیده بود.

the software strived to create a humanlike user experience across all platforms.

نرم‌افزار برای ایجاد یک تجربه کاربری شبیه به انسان در تمام پلتفرم‌ها تلاش کرد.

the actor's portrayal was incredibly humanlike, capturing the character's essence perfectly.

تصویری که بازیگر ارائه کرد به‌طور باورنکردنی شبیه به انسان بود و به‌خوبی ماهیت شخصیت را به تصویر می‌کشید.

the simulation sought to model humanlike decision-making processes.

شبیه‌سازی به دنبال مدل‌سازی فرآیندهای تصمیم‌گیری شبیه به انسان بود.

the company aimed to develop a humanlike interface for their new product.

شرکت قصد داشت یک رابط کاربری شبیه به انسان برای محصول جدید خود توسعه دهد.

the robot's gait was remarkably humanlike, a testament to advanced engineering.

نحوه راه رفتن ربات به‌طور قابل‌توجهی شبیه به انسان بود، گوازی بر مهندسی پیشرفته.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید