hummer

[ایالات متحده]/ˈhʌmə/
[بریتانیا]/ˈhʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که وز وز می‌کند یا زنبورک می‌زند؛ یک مرغ مگس‌خوار؛ یک زنگ هشدار
Word Forms
جمعhummers

عبارات و ترکیب‌ها

hummer truck

هامر وانت

hummer suv

هامر شاسی بلند

hummer model

مدل هامر

hummer driver

راننده هامر

hummer brand

برند هامر

hummer sales

فروش هامر

hummer features

ویژگی‌های هامر

hummer accessories

لوازم جانبی هامر

hummer engine

موتور هامر

hummer performance

عملکرد هامر

جملات نمونه

the hummer is known for its incredible speed.

هامر به خاطر سرعت فوق‌العاده‌اش مشهور است.

she loves to watch the hummer hover around the flowers.

او عاشق تماشای هاور شدن هاامر در اطراف گل‌هاست.

hummers are attracted to bright colors in gardens.

هاامرها به رنگ‌های روشن در باغ‌ها جذب می‌شوند.

the hummer's wings beat rapidly as it flies.

بال‌های هاامر به سرعت بال می‌زنند در حالی که پرواز می‌کند.

we spotted a hummer at the feeder this morning.

ما امروز صبح یک هاامر را در تغذیه کننده دیدیم.

hummers play a crucial role in pollination.

هاامرها نقش مهمی در گرده‌افشانی ایفا می‌کنند.

many people enjoy photographing hummers in their backyards.

بسیاری از مردم از عکاسی از هاامرها در حیاط پشتی خود لذت می‌برند.

the hummer is one of the smallest birds in the world.

هاامر یکی از کوچکترین پرندگان جهان است.

hummers can fly backward, which is quite unique.

هاامرها می‌توانند به عقب پرواز کنند که بسیار منحصر به فرد است.

to attract a hummer, use sugar water in a feeder.

برای جذب یک هاامر، از آب شکر در یک تغذیه کننده استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید