pickup

[ایالات متحده]/ˈpɪkʌp/
[بریتانیا]/ˈpɪkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برداشتن؛ جمع آوری و سازماندهی؛ مسافری که در انتظار سواری است؛ کسی که به طور تصادفی ملاقات می‌شود؛ یک کامیون کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

pickup location

محل دریافت

pickup truck

کامیون وانت

جملات نمونه

She waited for her pickup outside the airport.

او منتظر دریافت خود در خارج از فرودگاه بود.

He used a pickup line to start a conversation with her.

او برای شروع صحبت با او از یک جمله بامزه استفاده کرد.

The pickup truck was loaded with supplies for the camping trip.

کامیون وانت با لوازم سفر کمپینگ پر شده بود.

They arranged for a pickup service to take them to the hotel.

آنها برای بردنشان به هتل یک سرویس دریافت هماهنگ کردند.

The band's new single is getting a lot of radio pickup.

تک آهنگ جدید گروه در حال دریافت پخش رادیویی زیادی است.

He quickly made a pickup of the fallen books.

او به سرعت کتاب‌های افتاده را جمع کرد.

The company's sales saw a pickup in the last quarter.

فروش شرکت در فصل گذشته افزایش یافت.

She used a pickup tool to clean up the spilled beads.

او از یک ابزار جمع کننده برای تمیز کردن مهره‌های ریخته شده استفاده کرد.

The store offers free pickup for online orders.

فروشگاه امکان تحویل رایگان برای سفارشات آنلاین ارائه می دهد.

The pickup of the trash is scheduled for tomorrow morning.

جمع‌آوری زباله برای فردا صبح برنامه ریزی شده است.

نمونه‌های واقعی

I know someone with a light blue pickup.

من كسی را می‌شناسم که یک وانت آبی روشن دارد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

What's the GPS location on Burnside's pickup?

موقعیت GPS وانت Burnside چیست؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

In the morning, we meet Halim Spy as he's filling up his pickup.

صبح با هلیم اسپای ملاقات می‌کنیم در حالی که او وانت خود را پر می‌کند.

منبع: Environment and Science

Ford's f-series pickups are the best-selling cars in America.

وانت‌های سری F فورد بهترین خودروهای پرفروش در آمریکاست.

منبع: The Economist (Summary)

That study centered on crashes involving pickup trucks.

آن مطالعه بر تصادفات مربوط به کامیون‌های وانت متمرکز بود.

منبع: VOA Slow English Technology

Curbside pickup and food delivery exploded in popularity.

تحویل درب منزل و تحویل غذا به طور غیرمنتظره‌ای محبوب شد.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

Corpses, they're coming in, in pickup trucks.

جسدها در حال ورود هستند، در کامیون‌های وانت.

منبع: NPR News February 2023 Collection

Roll back the GPS history on the pickup.

تاریخچه GPS را روی وانت به عقب برگردانید.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

We're expecting this to pickup throughout the day.

ما انتظار داریم این موضوع در طول روز افزایش یابد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

For a pickup line by a bat, not bad.

برای یک خط شروع توسط یک خفاش، بد نیست.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید