| جمع | hupas |
hupa dance
رقص هوپا
hupa tribe
قبيله هوپا
hupa language
زبان هوپا
hupa culture
فرهنگ هوپا
hupa festival
جشنواره هوپا
hupa art
هنر هوپا
hupa story
داستان هوپا
hupa tradition
آداب و رسوم هوپا
hupa heritage
میراث هوپا
hupa crafts
هنرهای دستی هوپا
he decided to hupa a new hobby.
او تصمیم گرفت یک سرگرمی جدید را شروع کند.
she always hupa her friends when they need help.
او همیشه به دوستانش کمک می کند وقتی به کمک نیاز دارند.
they plan to hupa a charity event next month.
آنها قصد دارند ماه آینده یک رویداد خیریه را شروع کنند.
it's important to hupa good habits early in life.
شروع کردن عادت های خوب در زندگی مهم است.
we should hupa a meeting to discuss the project.
ما باید یک جلسه برای بحث در مورد پروژه برگزار کنیم.
he needs to hupa his skills to advance in his career.
او باید مهارت های خود را ارتقا دهد تا در حرفه خود پیشرفت کند.
she loves to hupa new recipes for dinner.
او عاشق امتحان دستور العمل های جدید برای شام است.
they decided to hupa a road trip this summer.
آنها تصمیم گرفتند تابستان امسال یک سفر جاده ای را شروع کنند.
he often hupa his thoughts in a journal.
او اغلب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت می نویسد.
we should hupa a plan to improve our teamwork.
ما باید یک برنامه برای بهبود کار گروهی خود ایجاد کنیم.
hupa dance
رقص هوپا
hupa tribe
قبيله هوپا
hupa language
زبان هوپا
hupa culture
فرهنگ هوپا
hupa festival
جشنواره هوپا
hupa art
هنر هوپا
hupa story
داستان هوپا
hupa tradition
آداب و رسوم هوپا
hupa heritage
میراث هوپا
hupa crafts
هنرهای دستی هوپا
he decided to hupa a new hobby.
او تصمیم گرفت یک سرگرمی جدید را شروع کند.
she always hupa her friends when they need help.
او همیشه به دوستانش کمک می کند وقتی به کمک نیاز دارند.
they plan to hupa a charity event next month.
آنها قصد دارند ماه آینده یک رویداد خیریه را شروع کنند.
it's important to hupa good habits early in life.
شروع کردن عادت های خوب در زندگی مهم است.
we should hupa a meeting to discuss the project.
ما باید یک جلسه برای بحث در مورد پروژه برگزار کنیم.
he needs to hupa his skills to advance in his career.
او باید مهارت های خود را ارتقا دهد تا در حرفه خود پیشرفت کند.
she loves to hupa new recipes for dinner.
او عاشق امتحان دستور العمل های جدید برای شام است.
they decided to hupa a road trip this summer.
آنها تصمیم گرفتند تابستان امسال یک سفر جاده ای را شروع کنند.
he often hupa his thoughts in a journal.
او اغلب افکار خود را در یک دفترچه یادداشت می نویسد.
we should hupa a plan to improve our teamwork.
ما باید یک برنامه برای بهبود کار گروهی خود ایجاد کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید