hurtfully honest
بیرحمانه صادقانه
hurtfully critical
به شدت انتقادآمیز
hurtfully blunt
بیپرده و رک
hurtfully sarcastic
به طرز تحقیرآمیزی طعنهآمیز
hurtfully rude
بیادبانه
hurtfully dismissive
بیتوجه و تحقیرآمیز
hurtfully mocking
به طرز مسخرهکننده تحقیرآمیز
hurtfully insensitive
بیحس و گزنده
hurtfully direct
صادقانه و مستقیم
hurtfully accurate
به طرز دردناکی دقیق
she spoke hurtfully during the argument.
او در طول بحث به طرز دردناکی صحبت کرد.
he hurtfully reminded her of her mistakes.
او به طرز دردناکی او را از اشتباهاتش یادآوری کرد.
they laughed hurtfully at his misfortune.
آنها به طرز دردناکی به بدبختی او خندیدند.
her comments were hurtfully critical.
نظرات او به طرز دردناکی انتقادآمیز بود.
he hurtfully dismissed her feelings.
او احساسات او را به طرز دردناکی نادیده گرفت.
the joke was meant to be funny but came off hurtfully.
قرار بود شوخی خنده دار باشد اما به طرز دردناکی جلوه کرد.
she hurtfully compared him to others.
او به طرز دردناکی او را با دیگران مقایسه کرد.
his hurtfully blunt remarks upset everyone.
اظهارات رکیک و دردناک او باعث ناراحتی همه شد.
they hurtfully ignored his contributions.
آنها به طرز دردناکی از مشارکت او غافل شدند.
she hurtfully pointed out his flaws.
او به طرز دردناکی نقاط ضعف او را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید