husbandman

[ایالات متحده]/'hʌzbən(d)mən/
[بریتانیا]/ˈhʌzbəndmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشاورز، زراعت‌کار
Word Forms

جملات نمونه

The husbandman planted a variety of crops in his field.

مرد کشاورز انواع محصولات را در مزرعه خود کاشت.

The husbandman took great care of his livestock.

مرد کشاورز از دام‌های خود مراقبت کرد.

As a husbandman, he knew the importance of proper irrigation.

به عنوان یک مرد کشاورز، او اهمیت آبیاری مناسب را می‌دانست.

The husbandman harvested his crops at the end of the season.

مرد کشاورز محصولات خود را در پایان فصل برداشت کرد.

The husbandman worked hard from dawn till dusk.

مرد کشاورز از سپیده دم تا غروب سخت کار می‌کرد.

The husbandman relied on the weather for a good harvest.

مرد کشاورز برای برداشت خوب به هوا اعتماد کرد.

Being a husbandman requires knowledge of the land and crops.

مرد بودن به دانش زمین و محصولات نیاز دارد.

The husbandman repaired the fences around his property.

مرد کشاورز نرده‌های اطراف ملک خود را تعمیر کرد.

The husbandman sold his produce at the local market.

مرد کشاورز محصولات خود را در بازار محلی به فروش رساند.

The husbandman's hard work paid off with a bountiful harvest.

سخت کوشی مرد کشاورز با برداشت فراوان نتیجه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید