whispered hushedly
نجوا کرد به آرامی
spoke hushedly
به آرامی صحبت کرد
murmured hushedly
به آرامی زمزمه کرد
confided hushedly
به آرامی اعتماد کرد
laughed hushedly
به آرامی خندید
called hushedly
به آرامی صدا کرد
sighed hushedly
به آرامی آه کشید
exclaimed hushedly
به آرامی فریاد زد
responded hushedly
به آرامی پاسخ داد
discussed hushedly
به آرامی بحث کرد
they spoke hushedly in the library.
آنها با لحنی آرام در کتابخانه صحبت کردند.
the children hushedly shared secrets.
کودکان با لحنی آرام رازها را با هم به اشتراک گذاشتند.
she hushedly reassured her friend.
او با لحنی آرام دوستش را آرام کرد.
he hushedly whispered the answer.
او با لحنی آرام جواب را زمزمه کرد.
they hushedly planned the surprise party.
آنها با لحنی آرام مهمانی غافلگیری را برنامهریزی کردند.
the couple talked hushedly under the stars.
زوجها زیر نور ستارگان با لحنی آرام صحبت کردند.
she hushedly warned him about the danger.
او با لحنی آرام درباره خطر به او هشدار داد.
they hushedly discussed their future.
آنها درباره آینده خود با لحنی آرام بحث کردند.
he hushedly recited the poem.
او شعر را با لحنی آرام تلاوت کرد.
the students hushedly listened to the lecture.
دانشجویان با لحنی آرام به سخنرانی گوش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید