hushedly

[ایالات متحده]/ˈhʌʃtli/
[بریتانیا]/ˈhʌʃtli/

ترجمه

adv. به صورت آرام یا ساکت

عبارات و ترکیب‌ها

whispered hushedly

نجوا کرد به آرامی

spoke hushedly

به آرامی صحبت کرد

murmured hushedly

به آرامی زمزمه کرد

confided hushedly

به آرامی اعتماد کرد

laughed hushedly

به آرامی خندید

called hushedly

به آرامی صدا کرد

sighed hushedly

به آرامی آه کشید

exclaimed hushedly

به آرامی فریاد زد

responded hushedly

به آرامی پاسخ داد

discussed hushedly

به آرامی بحث کرد

جملات نمونه

they spoke hushedly in the library.

آنها با لحنی آرام در کتابخانه صحبت کردند.

the children hushedly shared secrets.

کودکان با لحنی آرام رازها را با هم به اشتراک گذاشتند.

she hushedly reassured her friend.

او با لحنی آرام دوستش را آرام کرد.

he hushedly whispered the answer.

او با لحنی آرام جواب را زمزمه کرد.

they hushedly planned the surprise party.

آنها با لحنی آرام مهمانی غافلگیری را برنامه‌ریزی کردند.

the couple talked hushedly under the stars.

زوج‌ها زیر نور ستارگان با لحنی آرام صحبت کردند.

she hushedly warned him about the danger.

او با لحنی آرام درباره خطر به او هشدار داد.

they hushedly discussed their future.

آنها درباره آینده خود با لحنی آرام بحث کردند.

he hushedly recited the poem.

او شعر را با لحنی آرام تلاوت کرد.

the students hushedly listened to the lecture.

دانشجویان با لحنی آرام به سخنرانی گوش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید