huskings

[ایالات متحده]/ˈhʌskɪŋz/
[بریتانیا]/ˈhʌskɪŋz/

ترجمه

n. عمل برداشتن پوشش خارجی از ذرت؛ رویداد کشاورزی برای درو برنج
v. برداشتن پوشش خارجی؛ پوست کندن

عبارات و ترکیب‌ها

huskings process

فرآیند پوست‌گیری

huskings removal

حذف پوسته

huskings machine

ماشین پوست‌گیری

huskings waste

ضایعات پوست‌گیری

huskings technique

تکنیک پوست‌گیری

huskings method

روش پوست‌گیری

huskings efficiency

بازدهی پوست‌گیری

huskings quality

کیفیت پوست‌گیری

huskings analysis

تجزیه و تحلیل پوست‌گیری

huskings industry

صنعت پوست‌گیری

جملات نمونه

the farmer spent the day huskings corn in the field.

کشیش روز را صرف پوست کندن ذرت در مزرعه کرد.

huskings of rice are often discarded as waste.

پوست‌های برنج اغلب به عنوان زباله دور انداخته می‌شوند.

she learned the traditional method of huskings during her visit.

او روش سنتی پوست کندن را در طول بازدید خود یاد گرفت.

huskings can be a labor-intensive process.

پوست کندن می‌تواند یک فرآیند پرزحمت باشد.

after the huskings, the grains were ready for storage.

پس از پوست کندن، دانه‌ها آماده ذخیره‌سازی بودند.

he found a machine to speed up the huskings.

او ماشینی برای سرعت بخشیدن به پوست کندن پیدا کرد.

huskings are essential for preparing the crop for sale.

پوست کندن برای آماده‌سازی محصول برای فروش ضروری است.

the children helped with the huskings during harvest time.

کودکان در زمان برداشت محصول به پوست کندن کمک کردند.

proper huskings can improve the quality of the final product.

پوست کندن مناسب می‌تواند کیفیت محصول نهایی را بهبود بخشد.

she enjoyed the huskings party at the local farm.

او از مهمانی پوست کندن در مزرعه محلی لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید