rabbit hutch
قفس خرگوش
kitchen hutch
کابینت آشپزخانه
a hutch for dishes
قفس ظروف
to keep chickens in a hutch
پرورش مرغ ها در قفس
a hutch in the kitchen
قفس در آشپزخانه
a hutch full of books
قفس پر از کتاب
to clean out the hutch
تمیز کردن قفس
a hutch for storing tools
قفس برای نگهداری ابزار
to decorate the hutch for the holidays
تزیین قفس برای تعطیلات
a hutch with glass doors
قفس با درب های شیشه ای
to place a vase on the hutch
قرار دادن یک گلدان روی قفس
Yes. I'm afraid the Burandan Consulate in Edinburgh is rather a hutch.
بله. متاسفم، کنسولگری بوراندان در ادینبورگ بیشتر شبیه یک کلبه است.
منبع: Yes, Minister Season 1Do you know what a rabbit-house is called? It is called a hutch.
میدانید یک خانهی خرگوش به چه نامی معروف است؟ به آن کلبه میگویند.
منبع: British Original Language Textbook Volume 1Now, one of my groovier closet ideas was a hutch for your skis that latched onto the end of your closet.
حالا، یکی از ایدههای جالب من برای کمد، یک کلبه برای اسکی شما بود که به انتهای کمد شما بسته میشد.
منبع: Modern Family - Season 08Now, Victoria was talking about feral rabbits-so wild rabbits-not the sort people keep as pets in a rabbit hutch.
حالا، ویکتوریا در مورد خرگوشهای وحشی صحبت میکرد - یعنی خرگوشهای وحشی - نه نوعی که مردم به عنوان حیوان خانگی در یک کلبه خرگوش نگهداری میکنند.
منبع: 6 Minute EnglishThis desk has an optional hutch.
این میز دارای یک کلبه اختیاری است.
منبع: 2011 ESLPodSO. Can l shOw yOu sOmething in a hutCh?
پس. آیا میتوانم چیزی را در یک کلبه به شما نشان دهم؟
منبع: Sex and the City Season 3What fun! George thought, and he went to the bunny hutch.
چه تفریح خوبی! جورج فکر کرد و به سمت کلبه خرگوش رفت.
منبع: Joyful English - Reading Volume 2The " East Germans" were caricatured as clueless and robotic, ill-dressed and housed in dimly lit concrete hutches.
افراد آلمانی شرقی به عنوان افرادی بیحس و روباتیک، نامرتب و ساکن در کلبههای بتنی کم نور به تصویر کشیده میشدند.
منبع: The Economist CultureTo everyone but Sophie, the old hedge was just as useless as the rabbit hutches at the other end of the garden.
برای همه به جز سوفی، آن بوته قدیمی به اندازه قفسهای خرگوش در انتهای دیگر باغ بیفایده بود.
منبع: Sophie's World (Original Version)Now, Victoria was talking about feral rabbits – so wild rabbits – not the sort people keep at pets in a rabbit hutch.
حالا ویکتوریا در مورد خرگوشهای وحشی صحبت میکرد - یعنی خرگوشهای کاملاً وحشی - نه نوعی که مردم به عنوان حیوان خانگی در یک قفس خرگوش نگهداری میکنند.
منبع: 6 Minute Englishrabbit hutch
قفس خرگوش
kitchen hutch
کابینت آشپزخانه
a hutch for dishes
قفس ظروف
to keep chickens in a hutch
پرورش مرغ ها در قفس
a hutch in the kitchen
قفس در آشپزخانه
a hutch full of books
قفس پر از کتاب
to clean out the hutch
تمیز کردن قفس
a hutch for storing tools
قفس برای نگهداری ابزار
to decorate the hutch for the holidays
تزیین قفس برای تعطیلات
a hutch with glass doors
قفس با درب های شیشه ای
to place a vase on the hutch
قرار دادن یک گلدان روی قفس
Yes. I'm afraid the Burandan Consulate in Edinburgh is rather a hutch.
بله. متاسفم، کنسولگری بوراندان در ادینبورگ بیشتر شبیه یک کلبه است.
منبع: Yes, Minister Season 1Do you know what a rabbit-house is called? It is called a hutch.
میدانید یک خانهی خرگوش به چه نامی معروف است؟ به آن کلبه میگویند.
منبع: British Original Language Textbook Volume 1Now, one of my groovier closet ideas was a hutch for your skis that latched onto the end of your closet.
حالا، یکی از ایدههای جالب من برای کمد، یک کلبه برای اسکی شما بود که به انتهای کمد شما بسته میشد.
منبع: Modern Family - Season 08Now, Victoria was talking about feral rabbits-so wild rabbits-not the sort people keep as pets in a rabbit hutch.
حالا، ویکتوریا در مورد خرگوشهای وحشی صحبت میکرد - یعنی خرگوشهای وحشی - نه نوعی که مردم به عنوان حیوان خانگی در یک کلبه خرگوش نگهداری میکنند.
منبع: 6 Minute EnglishThis desk has an optional hutch.
این میز دارای یک کلبه اختیاری است.
منبع: 2011 ESLPodSO. Can l shOw yOu sOmething in a hutCh?
پس. آیا میتوانم چیزی را در یک کلبه به شما نشان دهم؟
منبع: Sex and the City Season 3What fun! George thought, and he went to the bunny hutch.
چه تفریح خوبی! جورج فکر کرد و به سمت کلبه خرگوش رفت.
منبع: Joyful English - Reading Volume 2The " East Germans" were caricatured as clueless and robotic, ill-dressed and housed in dimly lit concrete hutches.
افراد آلمانی شرقی به عنوان افرادی بیحس و روباتیک، نامرتب و ساکن در کلبههای بتنی کم نور به تصویر کشیده میشدند.
منبع: The Economist CultureTo everyone but Sophie, the old hedge was just as useless as the rabbit hutches at the other end of the garden.
برای همه به جز سوفی، آن بوته قدیمی به اندازه قفسهای خرگوش در انتهای دیگر باغ بیفایده بود.
منبع: Sophie's World (Original Version)Now, Victoria was talking about feral rabbits – so wild rabbits – not the sort people keep at pets in a rabbit hutch.
حالا ویکتوریا در مورد خرگوشهای وحشی صحبت میکرد - یعنی خرگوشهای کاملاً وحشی - نه نوعی که مردم به عنوان حیوان خانگی در یک قفس خرگوش نگهداری میکنند.
منبع: 6 Minute Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید