hutched animal
حیوان نگهداری شده
hutched rabbit
خرگوش نگهداری شده
hutched bird
پرنده نگهداری شده
hutched pet
حیوان خانگی نگهداری شده
hutched creature
موجود نگهداری شده
hutched critter
حیوان کوچک نگهداری شده
hutched ferret
سمور نگهداری شده
hutched guinea
خوکجنگلی نگهداری شده
hutched hamster
همستر نگهداری شده
hutched pets
حیوانات خانگی نگهداری شده
the rabbits were hutched in a cozy corner of the garden.
خرگوشها در یک گوشه دنج از باغ پناه گرفته بودند.
she found her old toys hutched away in the attic.
او اسباببازیهای قدیمی خود را در زیرشیرآزهای پنهان کرد.
the chickens were hutched in a safe enclosure.
مرغها در یک محوطه امن پناه گرفته بودند.
he hutched the gear into the storage room.
او چرخدنده را در اتاق ذخیرهسازی پنهان کرد.
the stray cats were hutched under the porch.
گربههای ولگرد زیر ایوان پناه گرفته بودند.
they hutched their belongings away during the storm.
آنها وسایل خود را در طول طوفان پنهان کردند.
the children hutched together for warmth.
کودکان برای گرم ماندن کنار هم جمع شدند.
she hutched the blankets around her for comfort.
او برای آرامش پتوها را دور خود پیچید.
he carefully hutched the fragile items in the box.
او با احتیاط وسایل شکننده را در جعبه پنهان کرد.
the old books were hutched away on the shelf.
کتابهای قدیمی در قفسه پنهان شده بودند.
hutched animal
حیوان نگهداری شده
hutched rabbit
خرگوش نگهداری شده
hutched bird
پرنده نگهداری شده
hutched pet
حیوان خانگی نگهداری شده
hutched creature
موجود نگهداری شده
hutched critter
حیوان کوچک نگهداری شده
hutched ferret
سمور نگهداری شده
hutched guinea
خوکجنگلی نگهداری شده
hutched hamster
همستر نگهداری شده
hutched pets
حیوانات خانگی نگهداری شده
the rabbits were hutched in a cozy corner of the garden.
خرگوشها در یک گوشه دنج از باغ پناه گرفته بودند.
she found her old toys hutched away in the attic.
او اسباببازیهای قدیمی خود را در زیرشیرآزهای پنهان کرد.
the chickens were hutched in a safe enclosure.
مرغها در یک محوطه امن پناه گرفته بودند.
he hutched the gear into the storage room.
او چرخدنده را در اتاق ذخیرهسازی پنهان کرد.
the stray cats were hutched under the porch.
گربههای ولگرد زیر ایوان پناه گرفته بودند.
they hutched their belongings away during the storm.
آنها وسایل خود را در طول طوفان پنهان کردند.
the children hutched together for warmth.
کودکان برای گرم ماندن کنار هم جمع شدند.
she hutched the blankets around her for comfort.
او برای آرامش پتوها را دور خود پیچید.
he carefully hutched the fragile items in the box.
او با احتیاط وسایل شکننده را در جعبه پنهان کرد.
the old books were hutched away on the shelf.
کتابهای قدیمی در قفسه پنهان شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید