hutched

[ایالات متحده]/hʌtʃt/
[بریتانیا]/hʌtʃt/

ترجمه

n. یک ساختار یا پناهگاه کوچک، اغلب برای حیوانات
v. چیزی را بسته بندی یا در جعبه قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

hutched animal

حیوان نگهداری شده

hutched rabbit

خرگوش نگهداری شده

hutched bird

پرنده نگهداری شده

hutched pet

حیوان خانگی نگهداری شده

hutched creature

موجود نگهداری شده

hutched critter

حیوان کوچک نگهداری شده

hutched ferret

سمور نگهداری شده

hutched guinea

خوکجنگلی نگهداری شده

hutched hamster

همستر نگهداری شده

hutched pets

حیوانات خانگی نگهداری شده

جملات نمونه

the rabbits were hutched in a cozy corner of the garden.

خرگوش‌ها در یک گوشه دنج از باغ پناه گرفته بودند.

she found her old toys hutched away in the attic.

او اسباب‌بازی‌های قدیمی خود را در زیرشیرآزه‌ای پنهان کرد.

the chickens were hutched in a safe enclosure.

مرغ‌ها در یک محوطه امن پناه گرفته بودند.

he hutched the gear into the storage room.

او چرخ‌دنده را در اتاق ذخیره‌سازی پنهان کرد.

the stray cats were hutched under the porch.

گربه‌های ولگرد زیر ایوان پناه گرفته بودند.

they hutched their belongings away during the storm.

آنها وسایل خود را در طول طوفان پنهان کردند.

the children hutched together for warmth.

کودکان برای گرم ماندن کنار هم جمع شدند.

she hutched the blankets around her for comfort.

او برای آرامش پتوها را دور خود پیچید.

he carefully hutched the fragile items in the box.

او با احتیاط وسایل شکننده را در جعبه پنهان کرد.

the old books were hutched away on the shelf.

کتاب‌های قدیمی در قفسه پنهان شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید