hyperextensions

[ایالات متحده]/ˌhaɪpərɪkˈstɛnʃən/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərɪkˈstɛnʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشش بیش از حد یک اندام یا مفصل

عبارات و ترکیب‌ها

hyperextension injury

آسیب بیش‌انتقال

hyperextension test

تست بیش‌انتقال

hyperextension movement

حرکت بیش‌انتقال

hyperextension risk

خطر بیش‌انتقال

hyperextension brace

براس بیش‌انتقال

hyperextension exercise

تمرین بیش‌انتقال

hyperextension position

موقعیت بیش‌انتقال

hyperextension mechanism

مکانیزم بیش‌انتقال

hyperextension pain

درد بیش‌انتقال

hyperextension prevention

جلوگیری از بیش‌انتقال

جملات نمونه

hyperextension injuries are common in athletes.

آسیب‌های هایپراکستنشن در ورزشکاران شایع هستند.

he suffered from hyperextension of his knee during the game.

او در طول بازی دچار هایپراکستنشن زانو شد.

hyperextension can lead to serious joint problems.

هایپراکستنشن می‌تواند منجر به مشکلات جدی مفصلی شود.

proper warm-up can help prevent hyperextension injuries.

گرم کردن مناسب می‌تواند به پیشگیری از آسیب‌های هایپراکستنشن کمک کند.

she was diagnosed with hyperextension of her elbow.

او به دلیل هایپراکستنشن آرنجش تشخیص داده شد.

hyperextension is often seen in gymnastics.

هایپراکستنشن اغلب در ژیمناستیک دیده می‌شود.

he learned about hyperextension during his physical therapy sessions.

او در طول جلسات فیزیوتراپی خود در مورد هایپراکستنشن اطلاعاتی کسب کرد.

hyperextension can cause pain and discomfort in the joints.

هایپراکستنشن می‌تواند باعث درد و ناراحتی در مفاصل شود.

she focused on strengthening her muscles to avoid hyperextension.

او بر تقویت عضلات خود برای جلوگیری از هایپراکستنشن تمرکز کرد.

understanding hyperextension is crucial for injury prevention.

درک هایپراکستنشن برای پیشگیری از آسیب ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید