flexion

[ایالات متحده]/ˈflɛkʃən/
[بریتانیا]/ˈflɛkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل خم شدن یا حالت خم شدن؛ بخشی که خم شده است

عبارات و ترکیب‌ها

knee flexion

خم شدن زانو

hip flexion

خم شدن لگن

elbow flexion

خم شدن آرنج

flexion angle

زاویه خم شدن

flexion movement

حرکت خم شدن

spinal flexion

خم شدن ستون فقرات

ankle flexion

خم شدن مچ پا

flexion test

تست خم شدن

flexion strength

قدرت خم شدن

flexion stretch

کششی خم شدن

جملات نمونه

the flexion of the arm is essential for lifting weights.

خم شدن بازو برای بلند کردن وزنه ضروری است.

during yoga, flexion helps improve flexibility.

در طول یوگا، انعطاف پذیری به بهبود انعطاف پذیری کمک می کند.

flexion exercises can strengthen the core muscles.

تمرینات انعطاف پذیری می توانند عضلات مرکزی را تقویت کنند.

the doctor assessed the knee flexion of the patient.

پزشک انعطاف پذیری زانو بیمار را ارزیابی کرد.

proper flexion is crucial for athletes to prevent injuries.

انعطاف پذیری مناسب برای جلوگیری از آسیب دیدگی ورزشکاران بسیار مهم است.

flexion of the spine can indicate flexibility levels.

انعطاف پذیری ستون فقرات می تواند نشان دهنده سطح انعطاف پذیری باشد.

in gymnastics, flexion is a key component of many routines.

در ژیمناستیک، انعطاف پذیری یک جزء کلیدی بسیاری از روال ها است.

he felt discomfort during the flexion of his ankle.

او در هنگام انعطاف پا احساس ناراحتی کرد.

flexion and extension are basic movements in physical therapy.

انعطاف پذیری و کشش حرکات اساسی در فیزیوتراپی هستند.

she demonstrated the flexion of her fingers for the piano lesson.

او انعطاف پذیری انگشتان خود را برای کلاس پیانو نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید