hypergame

[ایالات متحده]/ˈhaɪpəɡeɪm/
[بریتانیا]/ˈhaɪpərɡeɪm/

ترجمه

n. بازی‌ای که شامل استراتژی‌هایی است که به استراتژی‌های بازیکنان دیگر توجه دارد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hypergame theory

نظریه هایپرگیم

hypergame strategy

استراتژی هایپرگیم

hypergame model

مدل هایپرگیم

hypergame analysis

تجزیه و تحلیل هایپرگیم

hypergame dynamics

پویایی هایپرگیم

hypergame framework

چارچوب هایپرگیم

hypergame approach

رویکرد هایپرگیم

hypergame environment

محیط هایپرگیم

hypergame simulation

شبیه سازی هایپرگیم

hypergame application

کاربرد هایپرگیم

جملات نمونه

in a hypergame, players can alter the rules as they play.

در یک هایپرگیم، بازیکنان می‌توانند قوانین را در حین بازی تغییر دهند.

understanding hypergames can enhance strategic thinking.

درک هایپرگیم‌ها می‌تواند تفکر استراتژیک را تقویت کند.

hypergames often involve complex decision-making processes.

هایپرگیم‌ها اغلب شامل فرآیندهای تصمیم‌گیری پیچیده می‌شوند.

he introduced the concept of hypergame in his latest book.

او مفهوم هایپرگیم را در آخرین کتاب خود معرفی کرد.

many researchers are studying the implications of hypergames.

بسیاری از محققان در حال بررسی پیامدهای هایپرگیم‌ها هستند.

hypergames can be applied to various fields, including economics.

می‌توان هایپرگیم‌ها را در زمینه‌های مختلف از جمله اقتصاد به کار برد.

players in a hypergame must adapt to changing situations.

بازیکنان در یک هایپرگیم باید با شرایط متغیر سازگار شوند.

learning about hypergames can improve competitive strategies.

آشنایی با هایپرگیم‌ها می‌تواند استراتژی‌های رقابتی را بهبود بخشد.

hypergames challenge traditional notions of game theory.

هایپرگیم‌ها مفاهیم سنتی نظریه بازی را به چالش می‌کشند.

the dynamics of hypergames are fascinating to explore.

پویایی هایپرگیم‌ها برای بررسی جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید