hyperinflations

[ایالات متحده]/ˌhaɪpərɪnˈfleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərɪn'fleʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تورم بسیار سریع و خارج از کنترل

جملات نمونه

food shortages and hyperinflation

کمبود غذا و هایپر تورم

The country experienced hyperinflation, causing prices to skyrocket.

کشور دچار هایپر تورم شد که باعث افزایش قیمت ها شد.

Hyperinflation can have devastating effects on an economy, leading to instability.

هایپر تورم می تواند اثرات ویرانگری بر اقتصاد داشته باشد و منجر به ناپایداری شود.

Hyperinflation is often the result of excessive money printing by the government.

هایپر تورم اغلب نتیجه چاپ بیش از حد پول توسط دولت است.

During hyperinflation, people may resort to bartering goods instead of using currency.

در طول هایپر تورم، مردم ممکن است به جای استفاده از ارز، به معامله کالاها روی آورند.

Hyperinflation erodes the purchasing power of the currency, making savings worthless.

هایپر تورم قدرت خرید ارز را از بین می برد و پس اندازها را بی ارزش می کند.

Hyperinflation can lead to social unrest and political turmoil.

هایپر تورم می تواند منجر به ناآرامی های اجتماعی و آشوب سیاسی شود.

Countries facing hyperinflation often struggle to stabilize their economies.

کشورهایی که با هایپر تورم مواجه هستند اغلب برای تثبیت اقتصاد خود تلاش می کنند.

Hyperinflation is a rare but severe economic phenomenon.

هایپر تورم یک پدیده اقتصادی نادر اما شدید است.

Hyperinflation can wipe out people's savings and wealth in a short period of time.

هایپر تورم می تواند در مدت زمان کوتاهی پس انداز و ثروت مردم را از بین ببرد.

The government must take decisive action to prevent hyperinflation from spiraling out of control.

دولت باید اقدام قاطعانه ای برای جلوگیری از وخیم تر شدن هایپر تورم انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید