hyperthermias

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈθɜːmɪəz/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˈθɜrmiəz/

ترجمه

n. دمای بدن به طور غیرطبیعی بالا

عبارات و ترکیب‌ها

severe hyperthermias

هایپرترمیاهای شدید

chronic hyperthermias

هایپرترمیاهای مزمن

acute hyperthermias

هایپرترمیاهای حاد

treat hyperthermias

درمان هایپرترمیا

manage hyperthermias

مدیریت هایپرترمیا

prevent hyperthermias

جلوگیری از هایپرترمیا

diagnose hyperthermias

تشخیص هایپرترمیا

hyperthermias symptoms

علائم هایپرترمیا

hyperthermias treatment

درمان هایپرترمیا

hyperthermias effects

اثرات هایپرترمیا

جملات نمونه

hyperthermias can occur in athletes during intense training.

هایپرترمی می‌تواند در ورزشکاران در طول تمرینات شدید رخ دهد.

it is important to monitor for hyperthermias in hot weather.

نظارت بر هایپرترمی در هوای گرم مهم است.

hyperthermias can lead to serious health complications.

هایپرترمی می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

recognizing the symptoms of hyperthermias is crucial.

تشخیص علائم هایپرترمی بسیار مهم است.

preventing hyperthermias requires proper hydration.

جلوگیری از هایپرترمی نیاز به هیدراتاسیون مناسب دارد.

hyperthermias can affect anyone, not just athletes.

هایپرترمی می‌تواند هر کسی را تحت تاثیر قرار دهد، نه فقط ورزشکاران.

medical professionals should be trained to handle hyperthermias.

متخصصان پزشکی باید برای رسیدگی به هایپرترمی آموزش ببینند.

hyperthermias may require immediate medical attention.

هایپرترمی ممکن است نیاز به توجه فوری پزشکی داشته باشد.

understanding hyperthermias can help prevent heat-related illnesses.

درک هایپرترمی می‌تواند به جلوگیری از بیماری‌های مرتبط با گرما کمک کند.

individuals with certain medical conditions are more prone to hyperthermias.

افرادی که دارای شرایط پزشکی خاصی هستند بیشتر مستعد ابتلا به هایپرترمی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید