hypocritically friendly
دوستانه ریاکارانه
hypocritically generous
مواضع سخاوتمندانه ریاکارانه
hypocritically moral
اخلاقی ریاکارانه
hypocritically supportive
حمایت کننده ریاکارانه
hypocritically concerned
نگران ریاکارانه
hypocritically critical
منتقد ریاکارانه
hypocritically honest
صادقانه ریاکارانه
hypocritically loyal
وفادار ریاکارانه
hypocritically wise
حکیمانه ریاکارانه
hypocritically caring
مراقبت کننده ریاکارانه
he smiled hypocritically while criticizing others.
او در حالی که دیگران را مورد انتقاد قرار میداد، با پوزخند ریاکارانه لبخند زد.
she hypocritically pretended to care about the environment.
او به طور ریاکارانه وانمود کرد که به محیط زیست اهمیت میدهد.
they acted hypocritically, claiming to support charity.
آنها به طور ریاکارانه ادعا کردند که از خیریه حمایت میکنند.
the politician spoke hypocritically about honesty.
سیاستمدار به طور ریاکارانه در مورد صداقت صحبت کرد.
he criticized others hypocritically for their mistakes.
او به طور ریاکارانه دیگران را به خاطر اشتباهاتشان مورد انتقاد قرار داد.
she laughed hypocritically at his misfortune.
او به طور ریاکارانه به بدبختی او خندید.
they hypocritically supported the cause for publicity.
آنها به طور ریاکارانه از سرقتن توجه، از آن دلیل حمایت کردند.
he spoke hypocritically about the need for transparency.
او به طور ریاکارانه در مورد نیاز به شفافیت صحبت کرد.
she acted hypocritically in her relationships.
او به طور ریاکارانه در روابط خود رفتار کرد.
the company hypocritically claimed to value diversity.
شرکت به طور ریاکارانه ادعا کرد که به تنوع اهمیت میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید