iceboat

[ایالات متحده]/ˈaɪs.bəʊt/
[بریتانیا]/ˈaɪs.boʊt/

ترجمه

n. قایقی که برای قایقرانی روی یخ طراحی شده است؛ نوعی کشتی که برای قایق‌سواری روی یخ استفاده می‌شود
Word Forms
جمعiceboats

عبارات و ترکیب‌ها

iceboat racing

مسابقه قایق یخی

iceboat sailing

بادبانی قایق یخی

iceboat competition

مسابقه قایق یخی

iceboat enthusiasts

علاقه مندان به قایق یخی

iceboat club

باشگاه قایق یخی

iceboat event

رویداد قایق یخی

iceboat design

طراحی قایق یخی

iceboat gear

تجهیزات قایق یخی

iceboat race

مسابقه قایق یخی

iceboat trip

سفر قایق یخی

جملات نمونه

he enjoys racing his iceboat on the frozen lake.

او از مسابقه دادن قایق یخی‌اش روی دریاچه یخ‌زده لذت می‌برد.

the iceboat glided smoothly across the surface.

قایق یخی به راحتی روی سطح آب می‌لغزید.

she built her own iceboat from scratch.

او قایق یخی خود را از صفر ساخت.

iceboat sailing requires strong winds and a solid ice surface.

قایق‌سواری یخی به بادهای قوی و سطح یخی محکم نیاز دارد.

they organized an iceboat competition this weekend.

آنها یک مسابقه قایق یخی را در این آخر هفته سازماندهی کردند.

learning to steer an iceboat can be challenging.

یادگیری نحوه هدایت قایق یخی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he captured stunning photos of iceboats in action.

او عکس‌های خیره‌کننده از قایق‌های یخی در حال حرکت گرفت.

she dreams of becoming a professional iceboat racer.

او رویای تبدیل شدن به یک مسابقه‌دهنده حرفه‌ای قایق یخی را دارد.

iceboat enthusiasts gathered for the annual festival.

علاقه‌مندان به قایق یخی برای جشنواره سالانه گرد هم آمدند.

the iceboat's sleek design enhances its speed.

طراحی مدرن قایق یخی سرعت آن را افزایش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید