icefall

[ایالات متحده]/ˈaɪs.fɔːl/
[بریتانیا]/ˈaɪs.fɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیب تند یک یخچال؛ ریزش یخ؛ بهمن یخی؛ پرده یخی
Word Forms
جمعicefalls

عبارات و ترکیب‌ها

icefall climbing

صعود آبشار یخ

icefall hazard

خطر آبشار یخ

icefall route

مسیر آبشار یخ

icefall formation

تشکیل آبشار یخ

icefall glacier

یخچاله آبشار یخ

icefall descent

نزول از آبشار یخ

icefall expedition

اکسپدیشن آبشار یخ

icefall view

نمای آبشار یخ

icefall adventure

ماجراجویی در آبشار یخ

icefall exploration

اکتشاف آبشار یخ

جملات نمونه

the icefall cascades down the mountain, creating a stunning view.

آبشار یخی از کوه به پایین می‌ریزد و منظره‌ای خیره‌کننده ایجاد می‌کند.

we trekked through the valley to reach the icefall.

ما از طریق دره به سمت آبشار یخی سفر کردیم.

the climbers carefully navigated the treacherous icefall.

صخره‌نوردان با احتیاط از آبشار یخی خطرناک عبور کردند.

photographers flock to the icefall for breathtaking shots.

عکاسان برای گرفتن عکس‌های نفس‌گیر به سمت آبشار یخی هجوم می‌برند.

during the winter, the icefall becomes a popular attraction.

در طول زمستان، آبشار یخی به یک جاذبه توریستی محبوب تبدیل می‌شود.

we could hear the thunderous sound of the icefall from afar.

ما می‌توانستیم صدای رعدآسا آبشار یخی را از دور بشنویم.

the guide explained the formation of the icefall to us.

راهنما نحوه تشکیل آبشار یخی را برای ما توضیح داد.

icefalls can be dangerous due to falling ice chunks.

آبشار‌های یخی به دلیل ریزش تکه‌های یخ می‌توانند خطرناک باشند.

they set up camp near the base of the icefall.

آنها کمپ را در نزدیکی پایه آبشار یخی برپا کردند.

the icefall glistened under the sunlight, creating a magical scene.

آبشار یخی زیر نور خورشید می‌درخشید و صحنه‌ای جادویی ایجاد می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید