ices

[ایالات متحده]/ˈaɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب یخ زده؛ مکعب‌های یخ؛ پیست یخ؛ دسر یخ زده
v. سوم شخص مفرد از یخ؛ یخ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

ice cream ices

یخ‌میوه

sugar ices

یخ‌های شکر

fruit ices

یخ‌های میوه

water ices

یخ‌های آب

flavored ices

یخ‌های طعم‌دار

frozen ices

یخ‌های منجمد

soft ices

یخ‌های نرم

hard ices

یخ‌های سخت

cream ices

یخ‌میوه

dessert ices

یخ‌میوه

جملات نمونه

she loves to eat different flavored ices during summer.

او عاشق خوردن بستنی‌های با طعم‌های مختلف در طول تابستان است.

they sell a variety of ices at the local fair.

آنها انواع مختلف بستنی را در نمایشگاه محلی می‌فروشند.

he prefers fruit ices over creamy ice cream.

او ترجیح می‌دهد بستنی میوه‌ای را به بستنی خامه ای کرمی بخورد.

we made homemade ices for the party.

ما بستنی‌های خانگی برای مهمانی درست کردیم.

children enjoy colorful ices on hot days.

کودکان از بستنی‌های رنگارنگ در روزهای گرم لذت می‌برند.

she is known for her delicious ices that everyone loves.

او به خاطر بستنی‌های خوشمزه اش که همه دوست دارند، شناخته شده است.

he bought several ices to cool down after the game.

او چند بستنی خرید تا بعد از بازی خنک شود.

they enjoyed ices while watching the sunset.

آنها در حالی که غروب آفتاب را تماشا می‌کردند، از بستنی لذت بردند.

she experimented with different recipes for ices.

او با دستورالعمل‌های مختلف برای بستنی‌ها آزمایش کرد.

we had a contest to see who could make the best ices.

ما مسابقه‌ای داشتیم تا ببینیم چه کسی می‌تواند بهترین بستنی را درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید