melts

[ایالات متحده]/mɛlts/
[بریتانیا]/mɛlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن به) مایع شدن؛ حل شدن؛ (باعث شدن به) ناپدید شدن؛ (باعث شدن به) نرم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

ice melts

یخ‌ها آب می‌شوند

heart melts

قلب آب می‌شود

candle melts

شمع آب می‌شود

snow melts

برف آب می‌شود

chocolate melts

شکلات آب می‌شود

butter melts

کره آب می‌شود

tension melts

احساس فشار از بین می‌رود

fear melts

ترس از بین می‌رود

stress melts

استرس از بین می‌رود

ice cream melts

آب‌نبات یخ آب می‌شود

جملات نمونه

the sun melts the snow on the ground.

خورشید برف روی زمین را آب می‌کند.

chocolate melts easily when heated.

شکلات وقتی گرم شود به راحتی آب می‌شود.

her smile melts my heart.

لبخندش قلب من را آب می‌کند.

the ice melts into water.

یخ به آب تبدیل می‌شود.

as spring arrives, the frost melts away.

با رسیدن بهار، یخبندان از بین می‌رود.

he melts at the thought of her.

فقط با فکر کردن به او آب می‌شود.

the heat from the fire melts the wax.

گرما از آتش مومی را آب می‌کند.

when the cheese melts, it's ready to serve.

وقتی پنیر آب شد، آماده سرو است.

her kindness melts away my worries.

مهربانی او نگرانی‌های من را از بین می‌برد.

the tension in the room melts after the joke.

بعد از شوخی، تنش در اتاق از بین می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید