| جمع | icetrays |
the icetray
تレイ یخ
my icetray
تری یخ من
icetrays
تریهای یخ
plastic icetray
تری یخ پلاستیکی
metal icetray
تری یخ فلزی
icetray full
تری یخ پر
icetray empty
تری یخ خالی
cracked icetray
تری یخ شکسته
new icetray
تری یخ جدید
old icetray
تری یخ قدیمی
the bartender placed the glass on the icetray to keep it cold.
بารISTA لیکر را روی کاسه یخ گذاشت تا سرد بماند.
we need more ice cubes - check if the icetray is full.
ما نیاز به بیشتر یخ داریم - بررسی کنید کاسه یخ پر است یا نه.
she filled the icetray with water and put it in the freezer.
او کاسه یخ را با آب پر کرد و آن را در یخچال گذاشت.
the icetray produced perfect square ice cubes for our drinks.
کاسه یخ مکعبهای یخ مربع کامل برای نوشیدنیهای ما تولید کرد.
he accidentally dropped the icetray and ice cubes scattered across the floor.
او به طور غلط کاسه یخ را رها کرد و مکعبهای یخ در سراسر زمین پراکنده شدند.
our new refrigerator has a built-in icetray in the door.
یخچال جدید ما یک کاسه یخ داخلی در در دارد.
the icetray cracked when she tried to remove the frozen ice.
کاسه یخ شکست وقتی او سعی کرد یخ یخزده را بردارد.
children love playing with the empty icetray after using the ice.
کودکان دوست دارند بعد از استفاده از یخ با کاسه یخ خالی بازی کنند.
she bought a silicone icetray to make shaped ice for parties.
او یک کاسه یخ سیلیکون خرید تا برای جشنها یخ شکلدار بسازد.
the icetray in our freezer is stuck and won't open.
کاسه یخ در یخچال ما گیج شده و باز نمیشود.
please refill the icetray before the party starts tonight.
لطفاً کاسه یخ را قبل از شروع جشن امروز شب پر کنید.
hissing sounds come from the freezer when the icetray is filling with ice.
صداهای فریبکاری از یخچال آمده است وقتی کاسه یخ با یخ پر میشود.
we ran out of ice because someone forgot to fill the icetray.
ما از یخ کم شدیم چون کسی فراموش کرد کاسه یخ را پر کند.
the plastic icetray snapped in half when pressed too hard.
کاسه یخ پلاستیکی وقتی فشار زیادی وارد شد به دو نیم شکست.
the icetray
تレイ یخ
my icetray
تری یخ من
icetrays
تریهای یخ
plastic icetray
تری یخ پلاستیکی
metal icetray
تری یخ فلزی
icetray full
تری یخ پر
icetray empty
تری یخ خالی
cracked icetray
تری یخ شکسته
new icetray
تری یخ جدید
old icetray
تری یخ قدیمی
the bartender placed the glass on the icetray to keep it cold.
بารISTA لیکر را روی کاسه یخ گذاشت تا سرد بماند.
we need more ice cubes - check if the icetray is full.
ما نیاز به بیشتر یخ داریم - بررسی کنید کاسه یخ پر است یا نه.
she filled the icetray with water and put it in the freezer.
او کاسه یخ را با آب پر کرد و آن را در یخچال گذاشت.
the icetray produced perfect square ice cubes for our drinks.
کاسه یخ مکعبهای یخ مربع کامل برای نوشیدنیهای ما تولید کرد.
he accidentally dropped the icetray and ice cubes scattered across the floor.
او به طور غلط کاسه یخ را رها کرد و مکعبهای یخ در سراسر زمین پراکنده شدند.
our new refrigerator has a built-in icetray in the door.
یخچال جدید ما یک کاسه یخ داخلی در در دارد.
the icetray cracked when she tried to remove the frozen ice.
کاسه یخ شکست وقتی او سعی کرد یخ یخزده را بردارد.
children love playing with the empty icetray after using the ice.
کودکان دوست دارند بعد از استفاده از یخ با کاسه یخ خالی بازی کنند.
she bought a silicone icetray to make shaped ice for parties.
او یک کاسه یخ سیلیکون خرید تا برای جشنها یخ شکلدار بسازد.
the icetray in our freezer is stuck and won't open.
کاسه یخ در یخچال ما گیج شده و باز نمیشود.
please refill the icetray before the party starts tonight.
لطفاً کاسه یخ را قبل از شروع جشن امروز شب پر کنید.
hissing sounds come from the freezer when the icetray is filling with ice.
صداهای فریبکاری از یخچال آمده است وقتی کاسه یخ با یخ پر میشود.
we ran out of ice because someone forgot to fill the icetray.
ما از یخ کم شدیم چون کسی فراموش کرد کاسه یخ را پر کند.
the plastic icetray snapped in half when pressed too hard.
کاسه یخ پلاستیکی وقتی فشار زیادی وارد شد به دو نیم شکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید