idiocies

[ایالات متحده]/ˈɪdɪəsiz/
[بریتانیا]/ˈɪdiəsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حماقت شدید (جمع احمق)؛ اعمال احمقانه؛ حالت احمق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

utter idiocies

ابداعات عجیب و غریب

many idiocies

ابداعات فراوان

idiocies abound

ابداعات در همه جا وجود دارند

stop idiocies

توقف ابداعات

idiocies persist

ابداعات همچنان ادامه دارند

expose idiocies

افشای ابداعات

ignore idiocies

نادیده گرفتن ابداعات

criticize idiocies

انتقاد از ابداعات

embrace idiocies

پذیرش ابداعات

avoid idiocies

اجتناب از ابداعات

جملات نمونه

his idiocies often lead to trouble.

نادانی‌های او اغلب منجر به مشکلات می‌شود.

we laughed at their idiocies during the meeting.

ما در طول جلسه در مورد نادانی‌های آن‌ها خندیدیم.

ignoring the idiocies of others can be wise.

نادیده گرفتن نادانی‌های دیگران می‌تواند عاقلانه باشد.

his book is filled with idiocies and absurdities.

کتاب او پر از نادانی‌ها و پوچ‌مغزی‌ها است.

she couldn't believe the idiocies they were discussing.

او نمی‌توانست باور کند که آن‌ها در مورد چه نادانی‌هایی صحبت می‌کنند.

we should learn from our idiocies instead of repeating them.

ما باید از نادانی‌های خود درس بگیریم به جای اینکه آن‌ها را تکرار کنیم.

his idiocies were a source of frustration for everyone.

نادانی‌های او منبع ناامیدی برای همه بود.

they often engage in idiocies without thinking.

آن‌ها اغلب بدون فکر کردن در نادانی‌ها شرکت می‌کنند.

sometimes, the best response to idiocies is silence.

گاهی اوقات، بهترین پاسخ به نادانی‌ها سکوت است.

his idiocies became the talk of the town.

نادانی‌های او به موضوع صحبت شهر تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید