past ignominies
ننگهای گذشته
personal ignominies
ننگهای شخصی
public ignominies
ننگهای عمومی
shared ignominies
ننگهای مشترک
forgotten ignominies
ننگهای فراموش شده
hidden ignominies
ننگهای پنهان
historical ignominies
ننگهای تاریخی
lingering ignominies
ننگهای باقیمانده
collective ignominies
ننگهای جمعی
unspoken ignominies
ننگهای بیان نشده
he faced many ignominies during his political career.
او در طول دوران فعالیت سیاسی خود با بسیاری از تحقیرها روبرو شد.
the ignominies of the past still haunt him.
تحقیرهای گذشته هنوز هم او را آزار می دهند.
she could not forget the ignominies inflicted upon her family.
او نمی توانست تحقیرهایی که بر خانواده اش تحمیل شده بود را فراموش کند.
they tried to erase the ignominies from their history.
آنها سعی کردند تحقیرها را از تاریخ خود پاک کنند.
his ignominies were widely reported in the media.
تحقیرهای او به طور گسترده در رسانه ها گزارش شد.
the ignominies of defeat were difficult to bear.
تحقیرهای شکست تحمل سختی بود.
she spoke about the ignominies of war with great emotion.
او با احساسات فراوان در مورد تحقیرهای جنگ صحبت کرد.
they vowed to overcome the ignominies of their past.
آنها قول دادند که بر تحقیرهای گذشته خود غلبه کنند.
the ignominies of his actions led to his downfall.
تحقیرهای اعمال او منجر به سقوط او شد.
in literature, ignominies often serve as a lesson for characters.
در ادبیات، تحقیرها اغلب به عنوان یک درس برای شخصیت ها عمل می کنند.
past ignominies
ننگهای گذشته
personal ignominies
ننگهای شخصی
public ignominies
ننگهای عمومی
shared ignominies
ننگهای مشترک
forgotten ignominies
ننگهای فراموش شده
hidden ignominies
ننگهای پنهان
historical ignominies
ننگهای تاریخی
lingering ignominies
ننگهای باقیمانده
collective ignominies
ننگهای جمعی
unspoken ignominies
ننگهای بیان نشده
he faced many ignominies during his political career.
او در طول دوران فعالیت سیاسی خود با بسیاری از تحقیرها روبرو شد.
the ignominies of the past still haunt him.
تحقیرهای گذشته هنوز هم او را آزار می دهند.
she could not forget the ignominies inflicted upon her family.
او نمی توانست تحقیرهایی که بر خانواده اش تحمیل شده بود را فراموش کند.
they tried to erase the ignominies from their history.
آنها سعی کردند تحقیرها را از تاریخ خود پاک کنند.
his ignominies were widely reported in the media.
تحقیرهای او به طور گسترده در رسانه ها گزارش شد.
the ignominies of defeat were difficult to bear.
تحقیرهای شکست تحمل سختی بود.
she spoke about the ignominies of war with great emotion.
او با احساسات فراوان در مورد تحقیرهای جنگ صحبت کرد.
they vowed to overcome the ignominies of their past.
آنها قول دادند که بر تحقیرهای گذشته خود غلبه کنند.
the ignominies of his actions led to his downfall.
تحقیرهای اعمال او منجر به سقوط او شد.
in literature, ignominies often serve as a lesson for characters.
در ادبیات، تحقیرها اغلب به عنوان یک درس برای شخصیت ها عمل می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید