ignominies

[ایالات متحده]/ˌɪɡ.nəˈmɪ.niːz/
[بریتانیا]/ˌɪɡ.nəˈmɪ.niz/

ترجمه

n. جمع شکل ignominy، اشاره به چندین مورد از ننگ یا شرم

عبارات و ترکیب‌ها

past ignominies

ننگ‌های گذشته

personal ignominies

ننگ‌های شخصی

public ignominies

ننگ‌های عمومی

shared ignominies

ننگ‌های مشترک

forgotten ignominies

ننگ‌های فراموش شده

hidden ignominies

ننگ‌های پنهان

historical ignominies

ننگ‌های تاریخی

lingering ignominies

ننگ‌های باقی‌مانده

collective ignominies

ننگ‌های جمعی

unspoken ignominies

ننگ‌های بیان نشده

جملات نمونه

he faced many ignominies during his political career.

او در طول دوران فعالیت سیاسی خود با بسیاری از تحقیرها روبرو شد.

the ignominies of the past still haunt him.

تحقیرهای گذشته هنوز هم او را آزار می دهند.

she could not forget the ignominies inflicted upon her family.

او نمی توانست تحقیرهایی که بر خانواده اش تحمیل شده بود را فراموش کند.

they tried to erase the ignominies from their history.

آنها سعی کردند تحقیرها را از تاریخ خود پاک کنند.

his ignominies were widely reported in the media.

تحقیرهای او به طور گسترده در رسانه ها گزارش شد.

the ignominies of defeat were difficult to bear.

تحقیرهای شکست تحمل سختی بود.

she spoke about the ignominies of war with great emotion.

او با احساسات فراوان در مورد تحقیرهای جنگ صحبت کرد.

they vowed to overcome the ignominies of their past.

آنها قول دادند که بر تحقیرهای گذشته خود غلبه کنند.

the ignominies of his actions led to his downfall.

تحقیرهای اعمال او منجر به سقوط او شد.

in literature, ignominies often serve as a lesson for characters.

در ادبیات، تحقیرها اغلب به عنوان یک درس برای شخصیت ها عمل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید