illegit child
فرزند نامشروع
illegit claim
ادعای غیرقانونی
illegit business
کسب و کار غیرقانونی
illegit relationship
رابطه غیرقانونی
illegit authority
قدرت غیرقانونی
illegit transaction
معامله غیرقانونی
illegit means
وسیله غیرقانونی
illegit act
عمل غیرقانونی
illegit income
درآمد غیرقانونی
illegit document
سند غیرقانونی
his illegit behavior shocked everyone at the party.
رفتار غیرقانونی او باعث حیرت همه در مهمانی شد.
she discovered her illegit ancestry through a dna test.
او از طریق آزمایش DNA از ریشه غیرقانونی خود مطلع شد.
the illegit child was raised by his grandparents.
کودک غیرقانونی توسط پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد.
many illegit relationships can lead to complications.
روابط غیرقانونی زیادی می تواند منجر به عوارض شود.
he faced criticism for his illegit actions.
او برای اقدامات غیرقانونی خود مورد انتقاد قرار گرفت.
they tried to hide the truth about his illegit status.
آنها سعی کردند حقیقت وضعیت غیرقانونی او را پنهان کنند.
illegit children often seek acceptance from their families.
کودکان غیرقانونی اغلب به دنبال پذیرش از خانواده خود هستند.
his illegit affair caused a scandal in the community.
ماجرای غیرقانونی او باعث ایجاد رسوایی در جامعه شد.
she was determined to provide for her illegit son.
او مصمم بود که از پسر غیرقانونی خود مراقبت کند.
illegit children may face societal stigma.
کودکان غیرقانونی ممکن است با انگ اجتماعی روبرو شوند.
illegit child
فرزند نامشروع
illegit claim
ادعای غیرقانونی
illegit business
کسب و کار غیرقانونی
illegit relationship
رابطه غیرقانونی
illegit authority
قدرت غیرقانونی
illegit transaction
معامله غیرقانونی
illegit means
وسیله غیرقانونی
illegit act
عمل غیرقانونی
illegit income
درآمد غیرقانونی
illegit document
سند غیرقانونی
his illegit behavior shocked everyone at the party.
رفتار غیرقانونی او باعث حیرت همه در مهمانی شد.
she discovered her illegit ancestry through a dna test.
او از طریق آزمایش DNA از ریشه غیرقانونی خود مطلع شد.
the illegit child was raised by his grandparents.
کودک غیرقانونی توسط پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد.
many illegit relationships can lead to complications.
روابط غیرقانونی زیادی می تواند منجر به عوارض شود.
he faced criticism for his illegit actions.
او برای اقدامات غیرقانونی خود مورد انتقاد قرار گرفت.
they tried to hide the truth about his illegit status.
آنها سعی کردند حقیقت وضعیت غیرقانونی او را پنهان کنند.
illegit children often seek acceptance from their families.
کودکان غیرقانونی اغلب به دنبال پذیرش از خانواده خود هستند.
his illegit affair caused a scandal in the community.
ماجرای غیرقانونی او باعث ایجاد رسوایی در جامعه شد.
she was determined to provide for her illegit son.
او مصمم بود که از پسر غیرقانونی خود مراقبت کند.
illegit children may face societal stigma.
کودکان غیرقانونی ممکن است با انگ اجتماعی روبرو شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید