illegits

[ایالات متحده]/ˌɪlɪˈdʒɪt/
[بریتانیا]/ˌɪlɪˈdʒɪt/

ترجمه

adj. غیرقانونی; غیرمجاز; متولد از والدینی که با یکدیگر ازدواج نکرده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

illegit child

فرزند نامشروع

illegit claim

ادعای غیرقانونی

illegit business

کسب و کار غیرقانونی

illegit relationship

رابطه غیرقانونی

illegit authority

قدرت غیرقانونی

illegit transaction

معامله غیرقانونی

illegit means

وسیله غیرقانونی

illegit act

عمل غیرقانونی

illegit income

درآمد غیرقانونی

illegit document

سند غیرقانونی

جملات نمونه

his illegit behavior shocked everyone at the party.

رفتار غیرقانونی او باعث حیرت همه در مهمانی شد.

she discovered her illegit ancestry through a dna test.

او از طریق آزمایش DNA از ریشه غیرقانونی خود مطلع شد.

the illegit child was raised by his grandparents.

کودک غیرقانونی توسط پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شد.

many illegit relationships can lead to complications.

روابط غیرقانونی زیادی می تواند منجر به عوارض شود.

he faced criticism for his illegit actions.

او برای اقدامات غیرقانونی خود مورد انتقاد قرار گرفت.

they tried to hide the truth about his illegit status.

آنها سعی کردند حقیقت وضعیت غیرقانونی او را پنهان کنند.

illegit children often seek acceptance from their families.

کودکان غیرقانونی اغلب به دنبال پذیرش از خانواده خود هستند.

his illegit affair caused a scandal in the community.

ماجرای غیرقانونی او باعث ایجاد رسوایی در جامعه شد.

she was determined to provide for her illegit son.

او مصمم بود که از پسر غیرقانونی خود مراقبت کند.

illegit children may face societal stigma.

کودکان غیرقانونی ممکن است با انگ اجتماعی روبرو شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید