wrongful death
مرگ ناشی از تقصیر
wrongful termination
فسخ قرارداد غیرقانونی
wrongful imprisonment
حبس غیرقانونی
wrongful conviction
محکومیت ناعادلانه
to pay compensation for a wrongful act or omission.
پرداخت غرامت برای یک عمل یا غفلت نادرست
he is suing the police for wrongful arrest.
او در حال شکایت از پلیس به دلیل دستگیری غیرقانونی است.
He always does wrongful acts.
او همیشه اعمال غیرقانونی انجام میدهد.
The police offered no expression of regret at his wrongful arrest.
پلیس هیچ اظهار پشمانی در مورد دستگیری غیرقانونی او نشان نداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید