illicitly obtained
به دست آمده به طور غیرقانونی
illicitly traded
معامله شده به طور غیرقانونی
illicitly accessed
دسترسی غیرقانونی
illicitly acquired
به دست آمده به طور غیرقانونی
illicitly used
استفاده غیرقانونی
illicitly shared
اشتراک گذاری غیرقانونی
illicitly distributed
توزیع غیرقانونی
illicitly copied
کپی غیرقانونی
illicitly downloaded
دانلود غیرقانونی
illicitly sold
فروخته شده به طور غیرقانونی
he was caught trying to illicitly download music.
او در حال تلاش برای دانلود غیرقانونی موسیقی دستگیر شد.
they were accused of illicitly trading endangered species.
آنها به قاچاق غیرقانونی گونه های در معرض خطر متهم شدند.
the organization was shut down for illicitly distributing drugs.
سازمان به دلیل توزیع غیرقانونی مواد مخدر تعطیل شد.
she was found guilty of illicitly accessing confidential information.
او به دسترسی غیرقانونی به اطلاعات محرمانه گناهکار شناخته شد.
illicitly obtained funds can lead to serious legal consequences.
دریافت غیرقانونی وجوه می تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.
he was involved in illicitly smuggling goods across the border.
او در قاچاق غیرقانونی کالا از طریق مرز دخالت داشت.
they were found to be illicitly operating a gambling ring.
مشخص شد که آنها به طور غیرقانونی یک گروه شرط بندی را اداره می کنند.
illicitly copying software can result in hefty fines.
کپی غیرقانونی نرم افزار می تواند منجر به جریمه های سنگین شود.
the investigation revealed that they were illicitly manipulating the market.
تحقیقات نشان داد که آنها به طور غیرقانونی بازار را دستکاری می کردند.
he was charged with illicitly importing goods without declaring them.
او به قاچاق غیرقانونی کالا بدون اعلام آنها متهم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید