imaginations

[ایالات متحده]/ɪˌmædʒɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪˌmædʒɪˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی خلق ایده‌ها یا تصاویری در ذهن شما؛ خیال‌پردازی‌ها یا ایده‌هایی که بر اساس واقعیت نیستند؛ چیزهایی که در ذهن تصور یا خلق شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

wild imaginations

خلاقیت‌های وحشی

creative imaginations

خلاقیت‌های نوآورانه

limitless imaginations

خلاقیت‌های بی حد و مرز

vivid imaginations

خلاقیت‌های زنده

playful imaginations

خلاقیت‌های بازیگوش

fanciful imaginations

خلاقیت‌های خیال انگیز

childlike imaginations

خلاقیت‌های کودکانه

active imaginations

خلاقیت‌های فعال

rich imaginations

خلاقیت‌های غنی

boundless imaginations

خلاقیت‌های بی پایان

جملات نمونه

children have vivid imaginations.

کودکان دارای تصورات زنده هستند.

she let her imaginations run wild.

او اجازه داد تا تصوراتش به طور وحشیانه آزاد شوند.

our imaginations can create entire worlds.

تصورات ما می‌توانند دنیاهای کامل ایجاد کنند.

he used his imaginations to solve the problem.

او از تصورات خود برای حل مشکل استفاده کرد.

imagination fuels creativity and imaginations.

خلاقیت و تصورات را قوه تخیل تغذیه می‌کند.

they shared their imaginations during the workshop.

آنها تصورات خود را در طول کارگاه به اشتراک گذاشتند.

imaginative stories spark children's imaginations.

داستان‌های خلاقانه، تصورات کودکان را برمی‌انگیزد.

her imaginations often lead to great ideas.

تصورات او اغلب منجر به ایده‌های بزرگ می‌شود.

we need to expand our imaginations for innovation.

ما برای نوآوری به گسترش تصورات خود نیاز داریم.

great art comes from deep imaginations.

هنر بزرگ از تصورات عمیق نشأت می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید