imbibings

[ایالات متحده]/ɪmˈbaɪbɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈbaɪbɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نوشیدن یا جذب مایع؛ دریافت یا جذب دانش یا ایده‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

imbibing spirits

نوشیدن مشروبات الکلی

imbibing culture

نوشیدن فرهنگ

imbibing joy

نوشیدن شادی

imbibing knowledge

نوشیدن دانش

imbibing flavors

نوشیدن طعم‌ها

imbibing wine

نوشیدن شراب

imbibing ideas

نوشیدن ایده‌ها

imbibing happiness

نوشیدن خوشبختی

imbibing tradition

نوشیدن سنت

imbibing experiences

نوشیدن تجربیات

جملات نمونه

he enjoys imbibing different cultures during his travels.

او از غوطه ور شدن در فرهنگ های مختلف در طول سفر خود لذت می برد.

imbibing knowledge from books can greatly enhance your skills.

کسب دانش از کتاب ها می تواند به طور قابل توجهی مهارت های شما را افزایش دهد.

they spent the evening imbibing fine wines and discussing art.

آنها شب را به نوشیدن شراب های خوب و صحبت کردن در مورد هنر گذراندند.

imbibing the local customs is essential for a meaningful experience.

غوطه ور شدن در آداب و رسوم محلی برای داشتن تجربه ای معنادار ضروری است.

she was imbibing every word of the inspiring speech.

او هر کلمه از سخنرانی الهام بخش را جذب می کرد.

imbibing the atmosphere of the festival is a unique experience.

غوطه ور شدن در فضای جشنواره یک تجربه منحصر به فرد است.

he found joy in imbibing the flavors of exotic cuisines.

او از چشیدن طعم غذاهای عجیب و غریب لذت می برد.

the team was imbibing new strategies for the upcoming project.

تیم در حال جذب استراتژی های جدید برای پروژه پیش رو بود.

imbibing the lessons from past mistakes is crucial for growth.

جذب درس های آموخته از اشتباهات گذشته برای رشد بسیار مهم است.

they enjoyed imbibing the vibrant energy of the city.

آنها از جذب انرژی پر جنب و جوش شهر لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید