immortally yours
برای همیشه مال شما
immortally loved
برای همیشه دوست داشتنی
immortally bound
برای همیشه متعهد
immortally free
برای همیشه آزاد
immortally cherished
برای همیشه گرامی
immortally remembered
برای همیشه به یاد ماندنی
immortally inspired
برای همیشه الهام بخش
immortally connected
برای همیشه مرتبط
immortally significant
برای همیشه مهم
immortally radiant
برای همیشه درخشان
her legacy will live on immortally in the hearts of many.
میراث او برای همیشه در دل بسیاری جاودانه خواهد ماند.
the artist's work is considered immortally beautiful.
اثر هنرمند به طور جاودانه ای زیبا در نظر گرفته می شود.
he spoke immortally about the wonders of the universe.
او جاودانه در مورد شگفتی های جهان صحبت کرد.
in literature, some characters are portrayed immortally.
در ادبیات، برخی از شخصیت ها به طور جاودانه به تصویر کشیده می شوند.
her story is told immortally through generations.
داستان او برای همیشه در طول نسل ها تعریف می شود.
the philosopher's ideas resonate immortally with humanity.
ایده های فیلسوف به طور جاودانه با انسانیت همخوانی دارد.
the song captures feelings that are immortally relatable.
این آهنگ احساساتی را به تصویر می کشد که به طور جاودانه ای قابل ارتباط هستند.
some love stories are told immortally in movies.
برخی از داستان های عاشقانه به طور جاودانه در فیلم ها تعریف می شوند.
his contributions to science are recognized immortally.
سهم او در علم به طور جاودانه به رسمیت شناخته می شود.
she believed that true love exists immortally.
او معتقد بود که عشق واقعی جاودانه وجود دارد.
immortally yours
برای همیشه مال شما
immortally loved
برای همیشه دوست داشتنی
immortally bound
برای همیشه متعهد
immortally free
برای همیشه آزاد
immortally cherished
برای همیشه گرامی
immortally remembered
برای همیشه به یاد ماندنی
immortally inspired
برای همیشه الهام بخش
immortally connected
برای همیشه مرتبط
immortally significant
برای همیشه مهم
immortally radiant
برای همیشه درخشان
her legacy will live on immortally in the hearts of many.
میراث او برای همیشه در دل بسیاری جاودانه خواهد ماند.
the artist's work is considered immortally beautiful.
اثر هنرمند به طور جاودانه ای زیبا در نظر گرفته می شود.
he spoke immortally about the wonders of the universe.
او جاودانه در مورد شگفتی های جهان صحبت کرد.
in literature, some characters are portrayed immortally.
در ادبیات، برخی از شخصیت ها به طور جاودانه به تصویر کشیده می شوند.
her story is told immortally through generations.
داستان او برای همیشه در طول نسل ها تعریف می شود.
the philosopher's ideas resonate immortally with humanity.
ایده های فیلسوف به طور جاودانه با انسانیت همخوانی دارد.
the song captures feelings that are immortally relatable.
این آهنگ احساساتی را به تصویر می کشد که به طور جاودانه ای قابل ارتباط هستند.
some love stories are told immortally in movies.
برخی از داستان های عاشقانه به طور جاودانه در فیلم ها تعریف می شوند.
his contributions to science are recognized immortally.
سهم او در علم به طور جاودانه به رسمیت شناخته می شود.
she believed that true love exists immortally.
او معتقد بود که عشق واقعی جاودانه وجود دارد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now