immures

[ایالات متحده]/ɪˈmjʊə(r)/
[بریتانیا]/ɪˈmjʊr/

ترجمه

vt. محصور کردن یا محدود کردن (کسی) برخلاف اراده‌اش، زندانی کردن یا حبس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

immured behind bars

محصور در بند و زندان

immured in isolation

محصور در انزوا

جملات نمونه

immure oneself for study

خود را برای مطالعه حبس کردن

her brother was immured in a lunatic asylum.

برادرش در یک آسایشگاه روانی حبس شده بود.

The prisoners were immured in a dark dungeon.

زندانیان در یک دخمه تاریک حبس شده بودند.

She felt immured in her boring job.

او در شغل کسل کننده اش احساس حبس می کرد.

The castle immured many secrets within its walls.

قلعه بسیاری از اسرار را در دیوار های خود پنهان کرده بود.

He felt immured by his own fears and insecurities.

او احساس می کرد که توسط ترس ها و نا امنی های خود اسیر شده است.

The ancient tomb was immured for centuries.

مقبره باستانی برای قرن ها پنهان شده بود.

She felt immured from the rest of the world in her secluded cabin.

او احساس می کرد که در کلبه منزوی خود از بقیه جهان جدا شده است.

The old mansion immured many tragic memories.

خانه قدیمی خاطرات تراژیک زیادی را پنهان کرده بود.

He felt immured by the expectations of society.

او احساس می کرد که توسط انتظارات جامعه اسیر شده است.

The treasure was immured in a hidden chamber.

گنج در یک اتاق مخفی پنهان شده بود.

She felt immured by her own self-doubt.

او احساس می کرد که توسط تردیدهای خود اسیر شده است.

نمونه‌های واقعی

In whose confine immured is the store which should example where your equal grew.

در چه محدوده‌ای محبوس شده است گنجی که باید نمونه‌ای از جایی باشد که همتای شما رشد کرده است؟

منبع: The complete original version of the sonnet.

I immured myself for four years, and studied the laws of the empire.

من خودم را به مدت چهار سال محبوس کردم و قوانین امپراتوری را مطالعه کردم.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

We were immured within prison walls of granite.

ما در دیوارهای سنگی زندان محبوس بودیم.

منبع: The Journey to the Heart of the Earth

" I shall be coming and going, but shall not immure myself here any more" .

"من خواهم آمد و رفت، اما دیگر اینجا محبوس نخواهم شد.".

منبع: Family and the World (Part 2)

I am amazed, Don Lorenzo, how you could possibly think of immuring so charming a Girl within the walls of a Cloister! '

من شگفت زده ام، دون لورنزو، که چگونه می توانید فکر کنید که چنین دختری جذاب را در دیوارهای یک صومعه محبوس کنید!

منبع: Monk (Part 1)

Those still standing are immured by their money, trapped between Western sanctions and the worse punishment that breaking with the Kremlin might entail.

کسانی که هنوز ایستاده‌اند، به دلیل پول خود محبوس شده‌اند، در میان تحریم‌های غربی و مجازاتی که ممکن است با قطع رابطه با کرملین به همراه داشته باشد، گرفتار شده‌اند.

منبع: The Economist Culture

And she had missed the daily contact with him, even if there was always someone around. She had missed the importance and activity of her lumber business while she was immured.

و او دلتنگ تماس روزانه با او بود، حتی اگر همیشه کسی آنجا حضور داشت. او اهمیت و فعالیت تجارت چوبش را در حالی که محبوس بود از دست داده بود.

منبع: Gone with the Wind

If women are to be made virtuous by authority, which is a contradiction in terms, let them be immured in seraglios and watched with a jealous eye.

اگر قرار باشد زنان با اقتدار فضیلت پیدا کنند، که این یک تناقض در شرایط است، اجازه دهید آنها در سارای‌ها محبوس شوند و با چشم حسود دیده شوند.

منبع: Defending Feminism (Part 2)

I shall enter at the same gate through which I came with my mother, when, after my father's death, she left that delightful retreat to immure herself in your melancholy town.

من از همان دروازه‌ای وارد خواهم شد که با مادرم وارد شدم، زمانی که پس از مرگ پدرم، آن پناهگاه دلپذیر را ترک کرد تا خود را در شهر دلگیر شما محبوس کند.

منبع: The Sorrows of Young Werther

Swithin took up his old position as the lonely philosopher at the column, and Lady Constantine lapsed back to immured existence at the house, with apparently not a friend in the parish.

سویتین دوباره جایگاه قدیمی خود را به عنوان فیلسوف تنها در ستون به دست گرفت و سرکارخانم کنستانتین به زندگی محبوس خود در خانه بازگشت، به ظاهر هیچ دوستی در کلیسا نداشت.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید