impellers

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛləz/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛlərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که حرکت را به یک مایع منتقل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

efficient impellers

توربین‌های کارآمد

centrifugal impellers

توربین‌های گریز از مرکز

marine impellers

توربین‌های دریایی

pump impellers

توربین‌های پمپ

turbine impellers

توربین‌های توربینی

axial impellers

توربین‌های محوری

cast impellers

توربین‌های ریخته‌گری شده

composite impellers

توربین‌های کامپوزیتی

replacement impellers

توربین‌های جایگزین

custom impellers

توربین‌های سفارشی

جملات نمونه

the impellers in the pump need to be replaced regularly.

پِروانه‌ها در پمپ باید به طور منظم تعویض شوند.

high-efficiency impellers can improve the overall performance of the system.

پِروانه‌های با بازدهی بالا می‌توانند عملکرد کلی سیستم را بهبود بخشند.

the design of the impellers affects fluid dynamics significantly.

طراحی پروانه‌ها تأثیر قابل توجهی بر دینامیک سیالات دارد.

impellers are crucial components in various types of machinery.

پِروانه‌ها اجزای حیاتی در انواع مختلف ماشین‌آلات هستند.

we need to analyze the impellers for any signs of wear.

ما باید پروانه‌ها را برای هرگونه علائم سایش بررسی کنیم.

different materials can be used to manufacture impellers.

می‌توان از مواد مختلف برای ساخت پروانه‌ها استفاده کرد.

proper maintenance of impellers extends their lifespan.

نگهداری مناسب از پروانه‌ها عمر آن‌ها را افزایش می‌دهد.

impellers play a vital role in increasing water flow rates.

پِروانه‌ها نقش حیاتی در افزایش نرخ جریان آب دارند.

engineers often optimize the shape of impellers for better efficiency.

مهندسان اغلب شکل پروانه‌ها را برای بهبود کارایی بهینه‌سازی می‌کنند.

testing the impellers under various conditions is essential.

تست پروانه‌ها تحت شرایط مختلف ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید