impendence

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛndəns/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛndəns/

ترجمه

n. فوریت یا تهدید قریب‌الوقوع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

impendence measurement

اندازه گیری امپدانس

impendence matching

تطبیق امپدانس

impendence analysis

تجزیه و تحلیل امپدانس

high impendence

امپدانس بالا

low impendence

امپدانس پایین

impendence spectrum

طیف امپدانس

impendence control

کنترل امپدانس

impendence device

دستگاه امپدانس

impendence testing

آزمایش امپدانس

جملات نمونه

the impendence of the circuit affects its performance.

تاثیر امپدانس بر عملکرد مدار

we need to measure the impendence accurately.

ما نیاز داریم امپدانس را به دقت اندازه گیری کنیم.

high impendence can lead to signal loss.

امپدانس بالا می تواند منجر به از دست دادن سیگنال شود.

the impendence matching is crucial for efficiency.

هماهنگی امپدانس برای کارایی بسیار مهم است.

understanding impendence is key in electronics.

درک امپدانس در الکترونیک کلیدی است.

the impendence of the speaker affects sound quality.

امپدانس بلندگو بر کیفیت صدا تأثیر می گذارد.

adjusting the impendence can improve the system.

تنظیم امپدانس می تواند سیستم را بهبود بخشد.

impendence measurements are essential in diagnostics.

اندازه گیری امپدانس در تشخیص ضروری است.

we studied the impendence characteristics of the material.

ما ویژگی های امپدانس ماده را مطالعه کردیم.

the device operates at a specific impendence level.

دستگاه در سطح امپدانس خاصی کار می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید