impendences

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛndənsɪz/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛndənsɪz/

ترجمه

n. فوریت؛ وضعیت بحرانی

عبارات و ترکیب‌ها

impendences ahead

مانع پیش رو

impendences arise

مانع ها ایجاد می شوند

impendences increase

مانع ها افزایش می یابند

impendences occur

مانع ها رخ می دهند

impendences detected

مانع ها شناسایی می شوند

impendences identified

مانع ها مشخص می شوند

impendences addressed

به مانع ها رسیدگی می شود

impendences managed

مدیریت مانع ها

impendences analyzed

تجزیه و تحلیل مانع ها

impendences minimized

کاهش مانع ها

جملات نمونه

we must address the impendences to our progress.

ما باید بر موانع پیشرفت خود رسیدگی کنیم.

there are several impendences in the project timeline.

چندین مانع در جدول زمانی پروژه وجود دارد.

his impendences were unexpected and caused delays.

موانع او غیرمنتظره بود و باعث تاخیر شد.

we need to identify the impendences before moving forward.

ما باید موانع را قبل از ادامه شناسایی کنیم.

financial impendences can hinder business growth.

موانع مالی می تواند رشد کسب و کار را مختل کند.

she faced many impendences in her career.

او با موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.

understanding the impendences is crucial for success.

درک موانع برای موفقیت بسیار مهم است.

they are working to overcome the impendences in communication.

آنها برای غلبه بر موانع ارتباطی تلاش می کنند.

identifying the impendences can lead to better solutions.

شناسایی موانع می تواند منجر به راه حل های بهتر شود.

his report highlighted the impendences affecting the team.

گزارش او بر موانعی که بر تیم تأثیر می گذارد، تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید