impendences ahead
مانع پیش رو
impendences arise
مانع ها ایجاد می شوند
impendences increase
مانع ها افزایش می یابند
impendences occur
مانع ها رخ می دهند
impendences detected
مانع ها شناسایی می شوند
impendences identified
مانع ها مشخص می شوند
impendences addressed
به مانع ها رسیدگی می شود
impendences managed
مدیریت مانع ها
impendences analyzed
تجزیه و تحلیل مانع ها
impendences minimized
کاهش مانع ها
we must address the impendences to our progress.
ما باید بر موانع پیشرفت خود رسیدگی کنیم.
there are several impendences in the project timeline.
چندین مانع در جدول زمانی پروژه وجود دارد.
his impendences were unexpected and caused delays.
موانع او غیرمنتظره بود و باعث تاخیر شد.
we need to identify the impendences before moving forward.
ما باید موانع را قبل از ادامه شناسایی کنیم.
financial impendences can hinder business growth.
موانع مالی می تواند رشد کسب و کار را مختل کند.
she faced many impendences in her career.
او با موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.
understanding the impendences is crucial for success.
درک موانع برای موفقیت بسیار مهم است.
they are working to overcome the impendences in communication.
آنها برای غلبه بر موانع ارتباطی تلاش می کنند.
identifying the impendences can lead to better solutions.
شناسایی موانع می تواند منجر به راه حل های بهتر شود.
his report highlighted the impendences affecting the team.
گزارش او بر موانعی که بر تیم تأثیر می گذارد، تأکید کرد.
impendences ahead
مانع پیش رو
impendences arise
مانع ها ایجاد می شوند
impendences increase
مانع ها افزایش می یابند
impendences occur
مانع ها رخ می دهند
impendences detected
مانع ها شناسایی می شوند
impendences identified
مانع ها مشخص می شوند
impendences addressed
به مانع ها رسیدگی می شود
impendences managed
مدیریت مانع ها
impendences analyzed
تجزیه و تحلیل مانع ها
impendences minimized
کاهش مانع ها
we must address the impendences to our progress.
ما باید بر موانع پیشرفت خود رسیدگی کنیم.
there are several impendences in the project timeline.
چندین مانع در جدول زمانی پروژه وجود دارد.
his impendences were unexpected and caused delays.
موانع او غیرمنتظره بود و باعث تاخیر شد.
we need to identify the impendences before moving forward.
ما باید موانع را قبل از ادامه شناسایی کنیم.
financial impendences can hinder business growth.
موانع مالی می تواند رشد کسب و کار را مختل کند.
she faced many impendences in her career.
او با موانع زیادی در حرفه خود روبرو شد.
understanding the impendences is crucial for success.
درک موانع برای موفقیت بسیار مهم است.
they are working to overcome the impendences in communication.
آنها برای غلبه بر موانع ارتباطی تلاش می کنند.
identifying the impendences can lead to better solutions.
شناسایی موانع می تواند منجر به راه حل های بهتر شود.
his report highlighted the impendences affecting the team.
گزارش او بر موانعی که بر تیم تأثیر می گذارد، تأکید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید