imperious

[ایالات متحده]/ɪmˈpɪəriəs/
[بریتانیا]/ɪmˈpɪriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: adj. تسلط‌طلب، متکبر.

عبارات و ترکیب‌ها

an imperious manner

یک رفتار خودکامه

imperious behavior

رفتار خودکامه

an imperious tone

لحنی خودکامه

جملات نمونه

All his imperious orders were obeyed.

همه دستورات مغرورانه او اطاعت می‌شد.

She dismissed my opinion with an imperious wave of her hand.

او نظر من را با یک حرکت دست مغرورانه کنار گذاشت.

The old nun was as imperious as ever, but visibly thawed when she saw the children.

راهبه پیر به همان اندازه مغرور بود که همیشه بود، اما وقتی بچه‌ها را دید، به وضوح ذوب شد.

How weak is thine heart, saith the LORD GOD, seeing thou doest all these things, the work of an imperious whorish woman;

چقدر قلب تو ضعیف است، خداوند می‌گوید، با دیدن اینکه تو تمام این کارها را انجام می‌دهی، کار یک زن مغرور و بی‌حیا؟

A person,who is imperious and tries to gloss over his fault,is bound to suffer in the end.

شخصی که مغرور است و سعی می‌کند اشتباه خود را پنهان کند، محکوم به رنج است.

For a long time I knew how the day went, by the imperious clangour of midday and evening bells striking down upon the houses and the edge of the lake.

برای مدتی طولانی می‌دانستم روز چگونه می‌گذرد، با صدای بلند و مغرانه ساعت‌های ظهر و شب که بر خانه‌ها و ساحل دریا می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید