imperium

[ایالات متحده]/ɪm'pɪərɪəm/
[بریتانیا]/ɪmˈpɪriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قدرت مطلق، حاکمیت، قدرت حکمرانی.
Word Forms
جمعimperiums

عبارات و ترکیب‌ها

military imperium

امپراتوری نظامی

جملات نمونه

imperium in imperio (=a state within a state)

امپراتوری درون امپراتوری (=یک دولت درون یک دولت)

Russia's far east has always been the most strategically vulnerable part of Moscow's fissiparous imperium, in what is the world's biggest country.

شرق دور روسیه همیشه آسیب پذیرترین بخش از امپراتوری تجزیه‌طلبانه مسکو بوده است، در بزرگترین کشور جهان.

imperium over the land

امپراتوری بر سرزمین

to expand the imperium

برای گسترش امپراتوری

to challenge the imperium

برای به چالش کشیدن امپراتوری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید