hegemony

[ایالات متحده]/ˈhedʒɪməni/
[بریتانیا]/hɪ'dʒɛmoni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسلط; رهبری; برتری.

جملات نمونه

the shift from Soviet-American hegemony to a polycentric world.

تغییر از سلطه شوروی-آمریکایی به جهان چندقطبی

The final key to Europe’s world hegemony was her military superiority.

کلید نهایی برای سلطه جهانی اروپا، برتری نظامی او بود.

Germany was united under Prussian hegemony after 1871.

آلمان پس از سال 1871 تحت سلطه پروس متحد شد.

John Fiske pays attention to using the Semiology method to study the hegemony forming relations in ideology for TV text,televiewer and TV culture.

جان فیسک به استفاده از روش سمیولوژی برای مطالعه روابط شکل‌دهنده سلطه در ایدئولوژی برای متن تلویزیون، بیننده تلویزیون و فرهنگ تلویزیونی توجه می‌کند.

Britain,France,the United States and Japan all aspired to hegemony after the end of World War I.

بریتانیای کبیر، فرانسه، ایالات متحده و ژاپن همگی پس از پایان جنگ جهانی اول خواهان سلطه بودند.

The country sought to establish its hegemony in the region.

کشور به دنبال ایجاد سلطه خود در منطقه بود.

The empire's hegemony extended over several continents.

سلطه امپراتوری بر چندین قاره گسترش یافته بود.

The company's hegemony in the industry is undeniable.

سلطه شرکت در این صنعت انکارناپذیر است.

The rise of a new superpower threatens the existing hegemony.

ظهور یک ابرقدرت جدید، سلطه موجود را تهدید می‌کند.

The group aims to challenge the cultural hegemony of mainstream media.

گروه هدف خود را به چالش کشیدن سلطه فرهنگی رسانه‌های جریان اصلی قرار داده است.

The political party's hegemony was challenged by the opposition.

سلطه حزب سیاسی توسط مخالفان به چالش کشیده شد.

The hegemony of the ruling class was questioned by the working class.

سلطه طبقه حاکم توسط طبقه کارگر مورد سوال قرار گرفت.

The artist's work challenged the hegemony of traditional art forms.

آثار هنرمند، سلطه اشکال هنری سنتی را به چالش کشید.

The military's hegemony over the region was evident in its strategic positioning.

سلطه نظامی بر منطقه در موقعیت استراتژیک آن آشکار بود.

The hegemony of a dominant ideology can suppress alternative viewpoints.

سلطه یک ایدئولوژی غالب می‌تواند دیدگاه‌های جایگزین را سرکوب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید