impermanences

[ایالات متحده]/im'pə:mənəns,-nənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زودگذری، ناپایداری

جملات نمونه

The concept of impermanence is a central theme in Buddhism.

مفهوم ناپایداری یک مضمون اصلی در بودیسم است.

Impermanence is a natural part of life.

ناپایداری بخشی طبیعی از زندگی است.

She found solace in the acceptance of impermanence.

او آرامش را در پذیرش ناپایداری یافت.

The beauty of cherry blossoms lies in their impermanence.

زیبایی شکوفه‌های گیلاس در ناپایداری آنها نهفته است.

Accepting impermanence can lead to a greater appreciation for the present moment.

پذیرش ناپایداری می‌تواند منجر به قدردانی بیشتر از لحظه حال شود.

The impermanence of youth is a common theme in literature.

ناپایداری جوانی یک مضمون رایج در ادبیات است.

The impermanence of fame can be a difficult reality for celebrities to accept.

ناپایداری شهرت می‌تواند یک واقعیت دشوار برای قبول برای افراد مشهور باشد.

Impermanence reminds us to cherish what we have while we have it.

ناپایداری به ما یادآوری می‌کند که آنچه داریم را در حالی که داریم، گرامی بداریم.

The impermanence of relationships can be a source of both joy and sorrow.

ناپایداری روابط می‌تواند منبع شادی و غم باشد.

Embracing impermanence can lead to a deeper sense of gratitude for life.

پذیرش ناپایداری می‌تواند منجر به احساس عمیق‌تری از قدردانی برای زندگی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید