impersonates a celebrity
تقلید از یک شخصیت معروف
impersonates a character
تقلید از یک شخصیت
impersonates an authority
تقلید از یک مقام مسئول
impersonates a hacker
تقلید از یک هکر
impersonates a spy
تقلید از یک جاسوس
impersonates a voice
تقلید از یک صدا
impersonates a politician
تقلید از یک سیاستمدار
impersonates a friend
تقلید از یک دوست
impersonates a teacher
تقلید از یک معلم
impersonates a customer
تقلید از یک مشتری
he often impersonates famous celebrities at parties.
او اغلب افراد مشهور را در مهمانیها تقلید میکند.
the comedian impersonates the president in his skits.
کمدین رئیسجمهور را در طرحهای خود تقلید میکند.
she impersonates her favorite singer perfectly.
او به طور کامل خواننده مورد علاقه خود را تقلید میکند.
during the show, he impersonates various historical figures.
در طول برنامه، او شخصیات تاریخی مختلف را تقلید میکند.
the actor impersonates a detective in the new film.
بازیگر یک کارآگاه را در فیلم جدید تقلید میکند.
she can easily impersonate different accents.
او به راحتی میتواند لهجههای مختلف را تقلید کند.
he impersonates a famous cartoon character for children.
او یک شخصیت کارتونی معروف را برای کودکان تقلید میکند.
the prankster impersonates a police officer to trick his friends.
شیاد برای فریب دادن دوستانش، یک افسر پلیس را تقلید میکند.
she impersonates her boss during the office party for laughs.
او برای خنده، رئیس خود را در مهمانی دفتر تقلید میکند.
he impersonates a famous athlete to inspire young players.
او یک ورزشکار مشهور را برای الهام بخشیدن به بازیکنان جوان تقلید میکند.
impersonates a celebrity
تقلید از یک شخصیت معروف
impersonates a character
تقلید از یک شخصیت
impersonates an authority
تقلید از یک مقام مسئول
impersonates a hacker
تقلید از یک هکر
impersonates a spy
تقلید از یک جاسوس
impersonates a voice
تقلید از یک صدا
impersonates a politician
تقلید از یک سیاستمدار
impersonates a friend
تقلید از یک دوست
impersonates a teacher
تقلید از یک معلم
impersonates a customer
تقلید از یک مشتری
he often impersonates famous celebrities at parties.
او اغلب افراد مشهور را در مهمانیها تقلید میکند.
the comedian impersonates the president in his skits.
کمدین رئیسجمهور را در طرحهای خود تقلید میکند.
she impersonates her favorite singer perfectly.
او به طور کامل خواننده مورد علاقه خود را تقلید میکند.
during the show, he impersonates various historical figures.
در طول برنامه، او شخصیات تاریخی مختلف را تقلید میکند.
the actor impersonates a detective in the new film.
بازیگر یک کارآگاه را در فیلم جدید تقلید میکند.
she can easily impersonate different accents.
او به راحتی میتواند لهجههای مختلف را تقلید کند.
he impersonates a famous cartoon character for children.
او یک شخصیت کارتونی معروف را برای کودکان تقلید میکند.
the prankster impersonates a police officer to trick his friends.
شیاد برای فریب دادن دوستانش، یک افسر پلیس را تقلید میکند.
she impersonates her boss during the office party for laughs.
او برای خنده، رئیس خود را در مهمانی دفتر تقلید میکند.
he impersonates a famous athlete to inspire young players.
او یک ورزشکار مشهور را برای الهام بخشیدن به بازیکنان جوان تقلید میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید