life masquerades
زندگی به عنوان یک نمایش در میآید
identity masquerades
هویت به عنوان یک نمایش در میآید
truth masquerades
حقیقت به عنوان یک نمایش در میآید
mask masquerades
ماسک به عنوان یک نمایش در میآید
reality masquerades
واقعیت به عنوان یک نمایش در میآید
deception masquerades
فریب به عنوان یک نمایش در میآید
emotion masquerades
احساسات به عنوان یک نمایش در میآید
fear masquerades
ترس به عنوان یک نمایش در میآید
happiness masquerades
خوشحالی به عنوان یک نمایش در میآید
art masquerades
هنر به عنوان یک نمایش در میآید
the artist often masquerades as a different character in her performances.
هنرمند اغلب به عنوان یک شخصیت متفاوت در اجراهای خود نقشآفرینی میکند.
he masquerades his true intentions behind a friendly smile.
او نیات واقعی خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان میکند.
during the festival, everyone masquerades in colorful costumes.
در طول جشنواره، همه در لباسهای رنگارنگ نقشآفرینی میکنند.
she masquerades as a journalist to gather information.
او برای جمعآوری اطلاعات به عنوان یک روزنامهنگار نقشآفرینی میکند.
the villain in the story masquerades as a hero.
قهرمان داستان به عنوان یک قهرمان نقشآفرینی میکند.
he often masquerades his doubts with confidence.
او اغلب تردیدهای خود را با اعتماد به نفس پنهان میکند.
the company masquerades its poor performance with flashy advertisements.
شرکت عملکرد ضعیف خود را با تبلیغات چشمگیر پنهان میکند.
in the play, she masquerades as a noblewoman.
در نمایش، او به عنوان یک اشرافزاده نقشآفرینی میکند.
he masquerades his laziness as a laid-back attitude.
او تنبلی خود را به عنوان یک نگرش آرام پنهان میکند.
at the party, everyone masquerades to hide their identities.
در مهمانی، همه برای پنهان کردن هویت خود نقشآفرینی میکنند.
life masquerades
زندگی به عنوان یک نمایش در میآید
identity masquerades
هویت به عنوان یک نمایش در میآید
truth masquerades
حقیقت به عنوان یک نمایش در میآید
mask masquerades
ماسک به عنوان یک نمایش در میآید
reality masquerades
واقعیت به عنوان یک نمایش در میآید
deception masquerades
فریب به عنوان یک نمایش در میآید
emotion masquerades
احساسات به عنوان یک نمایش در میآید
fear masquerades
ترس به عنوان یک نمایش در میآید
happiness masquerades
خوشحالی به عنوان یک نمایش در میآید
art masquerades
هنر به عنوان یک نمایش در میآید
the artist often masquerades as a different character in her performances.
هنرمند اغلب به عنوان یک شخصیت متفاوت در اجراهای خود نقشآفرینی میکند.
he masquerades his true intentions behind a friendly smile.
او نیات واقعی خود را پشت یک لبخند دوستانه پنهان میکند.
during the festival, everyone masquerades in colorful costumes.
در طول جشنواره، همه در لباسهای رنگارنگ نقشآفرینی میکنند.
she masquerades as a journalist to gather information.
او برای جمعآوری اطلاعات به عنوان یک روزنامهنگار نقشآفرینی میکند.
the villain in the story masquerades as a hero.
قهرمان داستان به عنوان یک قهرمان نقشآفرینی میکند.
he often masquerades his doubts with confidence.
او اغلب تردیدهای خود را با اعتماد به نفس پنهان میکند.
the company masquerades its poor performance with flashy advertisements.
شرکت عملکرد ضعیف خود را با تبلیغات چشمگیر پنهان میکند.
in the play, she masquerades as a noblewoman.
در نمایش، او به عنوان یک اشرافزاده نقشآفرینی میکند.
he masquerades his laziness as a laid-back attitude.
او تنبلی خود را به عنوان یک نگرش آرام پنهان میکند.
at the party, everyone masquerades to hide their identities.
در مهمانی، همه برای پنهان کردن هویت خود نقشآفرینی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید