pretends

[ایالات متحده]/prɪˈtɛndz/
[بریتانیا]/prɪˈtɛndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به گونه‌ای عمل کردن که گویی چیزی درست است در حالی که نیست؛ خود را پنهان کردن؛ در یک بازی، به ویژه برای کودکان، لباس پوشیدن؛ ادعا کردن که چیزی هستی که نیستی

عبارات و ترکیب‌ها

he pretends

او وانمود می‌کند

she pretends

او وانمود می‌کند

they pretends

آنها وانمود می‌کنند

always pretends

همیشه وانمود می‌کند

just pretends

فقط وانمود می‌کند

pretends to be

وانمود می‌کند که...

pretends not to

وانمود می‌کند که نمی‌داند

pretends everything

همه چیز را وانمود می‌کند

pretends it's

وانمود می‌کند که...

never pretends

هیچ‌وقت وانمود نمی‌کند

جملات نمونه

she pretends to be busy when she really isn't.

او وانمود می‌کند که مشغول است در حالی که واقعاً اینطور نیست.

he pretends to know everything in the meeting.

او وانمود می‌کند که در جلسه همه چیز را می‌داند.

the child pretends to be a superhero during playtime.

کودک در زمان بازی وانمود می‌کند که یک ابرقهرمان است.

she pretends to be happy despite her problems.

او وانمود می‌کند که خوشحال است با وجود مشکلاتش.

he pretends to listen, but he's actually distracted.

او وانمود می‌کند که گوش می‌دهد، اما در واقعیت حواسش پرت است.

they pretend to be friends, but they don't get along.

آنها وانمود می‌کنند که دوست هستند، اما با هم کنار نمی‌آیند.

she pretends to be a doctor in the school play.

او وانمود می‌کند که در نمایش مدرسه یک دکتر است.

he pretends to be confident, even when he's nervous.

او وانمود می‌کند که با اعتماد به نفس است، حتی زمانی که عصبی است.

they pretend to enjoy the party, but they're bored.

آنها وانمود می‌کنند که از مهمانی لذت می‌برند، اما حوصله‌شان سر رفته است.

she pretends to be someone else online.

او وانمود می‌کند که شخص دیگری در اینترنت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید