impersonification

[ایالات متحده]/ɪmˌpɜːsənɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ɪmˌpɜrsənɪfɪˈkeɪʃən/

ترجمه

n. عمل تقلید از شخص یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

artistic impersonification

بازنمایی هنری

dramatic impersonification

بازنمایی دراماتیک

literary impersonification

بازنمایی ادبی

social impersonification

بازنمایی اجتماعی

comic impersonification

بازنمایی طنزآمیز

political impersonification

بازنمایی سیاسی

cultural impersonification

بازنمایی فرهنگی

personal impersonification

بازنمایی شخصی

virtual impersonification

بازنمایی مجازی

historical impersonification

بازنمایی تاریخی

جملات نمونه

his impersonification of the character was spot on.

تقلید او از شخصیت کاملاً دقیق بود.

the artist's impersonification of famous figures is impressive.

تقلید هنرمند از چهره‌های مشهور بسیار впечатляющий است.

she used impersonification to bring the story to life.

او از تقلید برای زنده کردن داستان استفاده کرد.

impersonification can add humor to a performance.

تقلید می‌تواند طنز را به یک اجرا اضافه کند.

his impersonification of the president was hilarious.

تقلید او از رئیس جمهور خنده‌دار بود.

impersonification is often used in comedy shows.

تقلید اغلب در برنامه‌های کمدی استفاده می‌شود.

the comedian's impersonification of celebrities was a hit.

تقلید کمدین از مشاهیر بسیار موفق بود.

impersonification can sometimes lead to misunderstandings.

تقلید گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his impersonification skills earned him a lot of fans.

مهارت‌های تقلید او باعث شد طرفداران زیادی به دست آورد.

through impersonification, she expressed her views on society.

از طریق تقلید، او نظرات خود را در مورد جامعه بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید