impishnesses

[ایالات متحده]/ˈɪmpɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪmpɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت شیطنت یا بازیگوشی

عبارات و ترکیب‌ها

childish impishnesses

مؤدبیات کودکانه

playful impishnesses

مؤدبیات بازیگوشانه

innocent impishnesses

مؤدبیات معصومانه

sly impishnesses

مؤدبیات زیرکانه

mischievous impishnesses

مؤدبیات شیطنت‌آمیز

cheeky impishnesses

مؤدبیات جسورانه

quirky impishnesses

مؤدبیات عجیب و غریب

subtle impishnesses

مؤدبیات ظریف

unexpected impishnesses

مؤدبیات غیرمنتظره

endearing impishnesses

مؤدبیات دوست‌داشتنی

جملات نمونه

his impishnesses often got him into trouble at school.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او اغلب باعث می‌شد در مدرسه دچار مشکل شود.

the children's impishnesses made the party lively.

رفتارهای شیطنت‌آمیز کودکان، مهمانی را پر جنب و جوش کرد.

she couldn't help but admire his impishnesses.

او نمی‌توانست بدون تحسین رفتارهای شیطنت‌آمیزش او کنار بیاید.

his impishnesses were endearing, despite the chaos.

با وجود هرج و مرج، رفتارهای شیطنت‌آمیزش دوست‌داشتنی بودند.

they laughed at the impishnesses of the mischievous puppy.

آنها به رفتارهای شیطنت‌آمیز توله سگ شیطان‌کار خندیدند.

her impishnesses were a source of joy for everyone around.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او منبع شادی برای همه اطرافیان بود.

his impishnesses often brought a smile to her face.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او اغلب لبخند را به لبش می‌آورد.

the impishnesses of the toddler were both amusing and exhausting.

رفتارهای شیطنت‌آمیز کودک خردسال هم خنده‌دار و هم خسته‌کننده بودند.

they shared stories of their childhood impishnesses.

آنها داستان‌های رفتارهای شیطنت‌آمیز دوران کودکی خود را با هم به اشتراک گذاشتند.

her impishnesses were legendary among her friends.

رفتارهای شیطنت‌آمیز او در بین دوستانش افسانه‌ای بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید