impitoyable

[ایالات متحده]/ɛ̃pitwa.jabl/
[بریتانیا]/æmˈpɪtɔɪəbl/

ترجمه

n. لیوان بزرگ شراب ساخته شده از کریستال سرب که برای تقویت عطر و طعم شراب طراحی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

impitoyable force

قدرت بی‌رحم

impitoyable critique

انتقاد بی‌رحم

impitoyable adversaire

حریف بی‌رحم

impitoyable vérité

حقیقت بی‌رحم

impitoyable guerre

جنگ بی‌رحم

impitoyable réalité

واقعیت بی‌رحم

impitoyable destin

سرنوشت بی‌رحم

impitoyable jugement

قضاوت بی‌رحم

impitoyable lutte

مبارزه بی‌رحم

impitoyable échec

شکست بی‌رحم

جملات نمونه

life can be impitoyable at times.

گاهی اوقات زندگی می‌تواند بی‌رحم باشد.

the impitoyable nature of the competition surprised everyone.

طبیعت بی‌رحمانه رقابت همه را شگفت‌زده کرد.

she faced the impitoyable truth about her situation.

او حقیقت بی‌رحمانه وضعیت خود را پذیرفت.

his impitoyable attitude made it hard to work with him.

حرفه‌ای بی‌رحمانه او باعث شد با او کار کردن سخت باشد.

the impitoyable weather conditions forced us to cancel the trip.

شرایط آب و هوایی بی‌رحمانه باعث شد سفر را لغو کنیم.

in an impitoyable world, kindness can be a rare gift.

در دنیای بی‌رحمانه، مهربانی می‌تواند هدیه‌ای نادر باشد.

he was known for his impitoyable criticism of others.

او به خاطر انتقادات بی‌رحمانه‌اش از دیگران شناخته می‌شد.

the impitoyable demands of the job left him exhausted.

الزامات بی‌رحمانه شغل او را خسته کرد.

her impitoyable determination led her to success.

عزم راسخ او او را به موفقیت رساند.

they lived in an impitoyable environment that tested their limits.

آنها در محیطی بی‌رحمانه زندگی می‌کردند که محدودیت‌های آنها را آزمایش می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید