importations

[ایالات متحده]/ˌɪmpɔː'teɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪmpɔrˈteʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وارد کردن کالاها یا خدمات به یک کشور از خارج؛ کالاها یا خدمات وارداتی؛ عمل آوردن چیزی به یک مکان

عبارات و ترکیب‌ها

goods importation

واردات کالا

customs importation process

فرآیند واردات گمرکی

جملات نمونه

to proscribe the importation of raw fruits and vegetables

برای ممنوعیت واردات میوه‌ها و سبزیجات خام

Her dress is a recent importation from France.

لباس او یک واردات اخیر از فرانسه است.

proscribed the importation of raw fruits and vegetables. permit

واردات میوه ها و سبزیجات خام را ممنوع کرد. اجازه دادن

They are dependent upon importation from foreign countries for cotton and grain.

آنها به واردات از کشورهای خارجی برای پنبه و غلات وابسته هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید