importee

[ایالات متحده]/ˌɪmpɔːˈtiː/
[بریتانیا]/ˌɪmpɔrˈti/

ترجمه

n. فردی که از خارج آمده است
Word Forms
جمعimportees

عبارات و ترکیب‌ها

new importee

وارد کننده جدید

registered importee

وارد کننده ثبت شده

foreign importee

وارد کننده خارجی

importee status

وضعیت وارد کننده

importee declaration

اظهارنامه وارد کننده

importee information

اطلاعات وارد کننده

importee license

مجوز وارد کننده

importee requirements

الزامات وارد کننده

importee compliance

انطباق وارد کننده

importee fees

هزینه های وارد کننده

جملات نمونه

the importee must provide necessary documentation.

واردکننده باید مدارک لازم را ارائه دهد.

each importee is responsible for their goods.

هر واردکننده مسئول کالاهای خود است.

the customs officer checked the importee's paperwork.

مسئول گمرک مدارک واردکننده را بررسی کرد.

the importee faced delays in processing their shipment.

واردکننده با تاخیر در فرآوری محموله خود مواجه شد.

as an importee, you must comply with local regulations.

به عنوان یک واردکننده، شما باید با مقررات محلی مطابقت داشته باشید.

the importee was charged additional fees for late submission.

واردکننده به دلیل ارسال دیرهنگام، هزینه های اضافی پرداخت کرد.

it is crucial for the importee to understand tariff rates.

برای واردکننده درک تعرفه ها بسیار مهم است.

the importee's goods were inspected before clearance.

کالاهای واردکننده قبل از ترخیص بازرسی شدند.

every importee must register with the customs authority.

هر واردکننده باید در سازمان گمرک ثبت نام کند.

the importee received a notification about the shipment status.

واردکننده اخطاری در مورد وضعیت محموله دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید