importunities arise
فرصتهای ناخواسته پدید میآیند
importunities persist
فرصتهای ناخواسته ادامه مییابند
importunities challenge
فرصتهای ناخواسته به چالش میکشند
importunities present
فرصتهای ناخواسته ارائه میدهند
importunities demand
فرصتهای ناخواسته طلب میکنند
importunities create
فرصتهای ناخواسته ایجاد میکنند
importunities arise suddenly
فرصتهای ناخواسته به طور ناگهانی پدید میآیند
importunities influence
فرصتهای ناخواسته تأثیر میگذارند
importunities arise frequently
فرصتهای ناخواسته به طور مکرر پدید میآیند
importunities require attention
فرصتهای ناخواسته نیاز به توجه دارند
he was tired of the importunities from his colleagues.
او از اصرارهای همکارانش خسته شده بود.
despite her importunities, he refused to change his mind.
با وجود اصرارهای او، او از تغییر نظر خود امتناع کرد.
the importunities of the salespeople were overwhelming.
اصرار فروشندگان طاقتفرسا بود.
she finally gave in to the importunities of her friends.
او سرانجام به اصرارهای دوستانش تسلیم شد.
the importunities for donations were relentless.
اصرار برای کمکهای مالی بیوقفه بود.
his importunities for help were met with indifference.
اصرار او برای کمک با بیتفاوتی مواجه شد.
they faced importunities from the community for support.
آنها با اصرار از سوی جامعه برای حمایت روبرو شدند.
the importunities of the children eventually wore her down.
اصرار کودکان در نهایت او را خسته کرد.
he was bombarded with importunities for his time.
او با اصرار برای وقتش بمباران شد.
her importunities for a promotion were finally acknowledged.
اصرار او برای ارتقا در نهایت مورد توجه قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید