importunities

[ایالات متحده]/ɪmˌpɔːtʃʊˈnɪtiz/
[بریتانیا]/ɪmˌpɔrtʃəˈnɪtiz/

ترجمه

n. درخواست‌ها یا تقاضاهای مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

importunities arise

فرصت‌های ناخواسته پدید می‌آیند

importunities persist

فرصت‌های ناخواسته ادامه می‌یابند

importunities challenge

فرصت‌های ناخواسته به چالش می‌کشند

importunities present

فرصت‌های ناخواسته ارائه می‌دهند

importunities demand

فرصت‌های ناخواسته طلب می‌کنند

importunities create

فرصت‌های ناخواسته ایجاد می‌کنند

importunities arise suddenly

فرصت‌های ناخواسته به طور ناگهانی پدید می‌آیند

importunities influence

فرصت‌های ناخواسته تأثیر می‌گذارند

importunities arise frequently

فرصت‌های ناخواسته به طور مکرر پدید می‌آیند

importunities require attention

فرصت‌های ناخواسته نیاز به توجه دارند

جملات نمونه

he was tired of the importunities from his colleagues.

او از اصرارهای همکارانش خسته شده بود.

despite her importunities, he refused to change his mind.

با وجود اصرارهای او، او از تغییر نظر خود امتناع کرد.

the importunities of the salespeople were overwhelming.

اصرار فروشندگان طاقت‌فرسا بود.

she finally gave in to the importunities of her friends.

او سرانجام به اصرارهای دوستانش تسلیم شد.

the importunities for donations were relentless.

اصرار برای کمک‌های مالی بی‌وقفه بود.

his importunities for help were met with indifference.

اصرار او برای کمک با بی‌تفاوتی مواجه شد.

they faced importunities from the community for support.

آنها با اصرار از سوی جامعه برای حمایت روبرو شدند.

the importunities of the children eventually wore her down.

اصرار کودکان در نهایت او را خسته کرد.

he was bombarded with importunities for his time.

او با اصرار برای وقتش بمباران شد.

her importunities for a promotion were finally acknowledged.

اصرار او برای ارتقا در نهایت مورد توجه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید